روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٨ - ترجمه
باشيد [١]از محمّد و اصحاب او!خداى-تعالى-اين آيت فرستاد.سدّى گفت:آيت در جماعتى آمد كه ايشان سرّى بشنيدندى از رسول-عليه السّلام-[افشا كردندى تا به مشركان رسيدى.زهرى و كلبى گفتند:آيت در ابو لبابه آمد و در هارون بن عبد المنذر الانصارىّ من بنى عوف بن مالك،و اين آنگاه بود كه] [٢]جهودان بنى قريظه را حصار مىداد[رسول-عليه السّلام-] [٣]بيست و يك روز.كس فرستادند و طلب صلح كردند بر آنچه بنو النّضير كرده بودند،و جاى خود بازگذارند و به اذرعات و اريحا شوند از زمين شام.رسول-عليه السّلام-گفت:صلح نكنم الّا بر آنكه بر حكم سعد معاذ فرود آييد.گفتند:نكنيم تا ابو لبابه را بر ما نفرستى [٤]تا با او مشورتى كنيم.رسول -عليه السّلام-ابو لبابه را آنجا فرستاد و او را با ايشان مناصحتى بود براى آنكه مال او و فرزندان او در دست ايشان بود.او را گفتند:چه گويى در [٥]حديث سعد معاذ و آنكه ما را مىفرمايند كه بر حكم او فرود آييد؟گفت:نبايد،و اشارت كرد به دست فرا حلق و گفت:ذبح و كشتن باشد.ايشان گفتند:ما فرونياييم بر حكم او،خداى تعالى اين آيت فرستاد كه: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَخُونُوا اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ .ابو لبابه گفت:
من هنوز آيت ناشنيده و قدم من از جاى خود زائل ناشده كه من دانستم كه من خيانت كردهام با خداى و رسول،پشيمان شدم و فرود آمدم [٦].چون بيامدم،اين آيت در باب من آمده بود.
راوى خبر گويد كه:ابو لبابه بيامد و خويشتن در ستون مسجد بست و سوگند بخورد كه طعام و شراب نخورم تا بميرم،يا خداى توبهام قبول كند.هفت شبان روز طعام و شراب نخورد تا بيوفتاد و ضعيف شد و بىهوش گشت،خداى تعالى توبه او بپذيرفت.او را گفتند:خداى تعالى توبه تو بپذيرفت،گفت:و اللّه كه من خود را بازنگشايم جز كه رسول مرا بازگشايد.رسول-عليه السّلام-بيامد و او را بازگشود.
ابو لبابه گفت:تمام [٧]توبه من آن است كه،از زمينى و سرايى كه در او اين گناه كردم بروم و از جمله مال خود بيرون آيم.رسول-عليه السّلام-گفت:نه ثلثى از مال
[١] .همه نسخه بدلها:بجز مج،مل،آن:باش.
[٣] [٢] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .مل،مج:فرستى.
[٥] .همه نسخه بدلها،بجز مل و مج+.
[٦] .اينهمه نسخه بدلها،بجز مل و مج+و بيامدم.
[٧] .همه نسخه بدلها،بجز مل و مج:تمامى.