روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٣ - ترجمه
آن بخوريد آن را نوش و گوارنده [١].
و مدهيد به سفيهان مالهاتان آنگه كه كرد [٢]خداى شما را قوامى،به روزى دهيد ايشان را در آن و بپوشيد ايشان را و گوى [٣]ايشان را سخنى نيكو.
و بيازمايى [٤]يتيمان را [٥]تا آنگه كه برسند به نكاح اگر بينى [٦]از ايشان صلاحى بدهيد به ايشان مالهاشان،و مخوريد به اسراف و شتاب آن را كه بزرگ شوند، و هركه توانگر باشد[بايد] [٧]تا پرخيز كند [٨]،و هركه درويش باشد بايد تا بخورد [٩]به اندازه،چون بدهيد به ايشان مالهايشان گواه بر گيريد بر ايشان،بس است [١٠]خداى شماركننده.
مردان را بهره باشد از آنچه بگذارد [١١]پدر و مادر و نزديكتران [١٢]و زنان [١٣]بهره از آنچه بگذارد پدر و مادر و نزديكتران از آنچه كمتر بود از آن يا بيش [١٤]بهرهاى اندازه كرده.
قوله: يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ ،خطاب است با جملۀ مكلّفان مردان و زنان و آزادان و بردگان و كودكان و ناقص عقلان و ديوانگان كه از اين خطاب به در شوند به [١٥]دليلى
[١] .آج،لب،فق،تب:گوارندهاى.
[٢] .تب:آنكه كرد.
[٣] .آج،لب،تب:بگوييد.
[٤] .آج،لب،تب:بيازماييد.
[٥] .اساس+حتّى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٦] .فق،تب:بينيد.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .تب:پرهيز كند.
[٩] .آج،لب:بايد كه خورد،تب:بايد كه بخورد.
[١٠] .آج،لب،فق:بسنده است.
[١١] .آج،لب،فق:گذاشت.
[١٢] .وز،تب:نزديكان.
[١٣] .آج،لب،فق:و مر زنان راست.
[١٤] .تب:بيشتر.
[١٥] .مر:به در نشوند الّا به.