روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٩ - ترجمه
خداى و پيغمبر باشد هجرت او به موقع خود بود به خداى و پيغامبر،و هركه هجرت او براى دنيا باشد كه دريابد يا زنى كه به زنى كند هجرت او به آن باشد كه آن را قصد كرده بود،و مورد آيت آن است كه:مكلّف مخيّر است و ممكّن به آنچه خواهد و اختيار كند مجبّر نيست چنان كه مجبّر گفت.خداى تعالى گفت:هرچه [٢٦٧-پ] خواهى بخواه از آنچه راى تو است براى تو،اگر خويشتن را اختيار دنيا كنى و به آن قناعت است با كثرت معايب و مصائب و سرعت زوال و انتقال از تو دريغ نيست،و اگر آخرت خواهى بقايى كه به آن فنا نبود و حياتى كه در او ممات ندارد،و تندرستى بىبيمارى [١]و برنايى بىپيرى،ملكى بىزوال و ملكى بىملال،و ملكى بىوحشت و لجاج،و ملكى بىقسمت و خراج به آن بر تو بخل نيست،ازين پس زمام اختيار به دست تو است،اگر اين خواهى راه اين گير،و اگر[آن] [٢]خواهى ساز آن كن.
قوله: وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ ،حسن بصرى و ابو جعفر خواند [٣]:«كاين»مقصور بىهمز [٤]بىشدّ،و ابن كثير و مجاهد و شيبه خواندند:«كائن»على وزن فاعل،و باقى قرّاء خواندند:«و كأيّن»مشدد به وزن كعيّن،و همه به يك معنى است،و همه لغات معروف است،و قال زهير في الممدود:
و كأيّن ترى من صامت لك معجب
زيادته او نقصه فى التّكلّم
و قال آخر في التّشديد:
كأيّن من اناس لم يزالوا
اخوهم فوقهم و هم كرام
و قال آخر و جمع بين اللّغتين:
كأيّن أبرنا من عدوّ بعزّنا
و كائن أجرنا من ضعيف و خائف
و همه را معنى«كم»بود،و اين«كاف»تشبيه است كه در«أىّ»شده است،و معنى او خبر باشد از تكثير،يعنى بسا پيغامبر و بيشترها من [٥]به كار دارند،
[١] .وز+و بىانتقال.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر:خواندند.
[٤] .وز:همزه.
[٥] .كذا:در اساس،وز،دب،آج،لب،فق،مر:با من.