روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٠ - ترجمه
و امّا محمول بود بر آنكه اداء كند مكلّف را به ره بهشت و ثواب،كه از جملۀ وجوه«هدى»يكى آن است.و«موعظة»مفعله باشد من الوعظ،و آن مصدر است كالمعذرة و المعدلة. لِلْمُتَّقِينَ ،پرهيزگاران را،و اگرچه قرآن جز متّقيان را لطف است و پند،و لكن حقتعالى تخصيص ايشان كرد [١]به ذكر براى آنكه ايشان مهتدى و متّعظ شدند به آنچنان،كه گفت: إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشٰاهٰا [٢]،تو پيغامبر آن كسى كه بترسد [٣]و او پيغامبر همه است،جز آنكه آنان را كه نترسند اعتداد نكرد به ايشان. آنگه حقتعالى تسليه [٤]داد مؤمنان را از آن وهنى كه روز احد افتاد،و حثّ كرد [٥]ايشان را بر آنكه دگر تكاسل و تثاقل نكنند،گفت:سستى مكنيد [٦]و ضعف و بددلى پيشه مگيرى [٧]،و ازآنكه رفت دلتنگ و رنجور نباشيد [٨]كه احوال كارزار چنين باشد:تارة لكم و تارة عليكم،يكبار شما را باشد و يكبار بر شما.آنكه شما را باشد به فتح و ظفر و رحمت و توفيق خداى باشد،و آنكه بر شما باشد از تخاذل و تواكل و تثاقل شما بود تا خذلان او شما را دريابد و از مقصود بازمانى [٩]،و در مثل گفتهاند:الحرب سجال،أى مساجلة،و مساجلت مفاخرت باشد في السّقى بالسّجل،و هو الدّلو العظيم،آن نيز همچنين باشد مرد در [١٠]درگاه غالب باشد و گاه مغلوب،و گاه قاهر و گاه مقهور،و شاعرى از پارسيان ممدوح خود را تسليه مىدهد از وهنى كه بر لشكر [١١]افتاد در بعضى از كارزارها،مىگويد:
اى خداوند گر از لشكر تو پيش روى
بىتو در حرب گرفتار شد الحرب سجال
نه همهسال [١٢]ظفر اهل ظفر يافتهاند
يا نه هرگز نچشيده است [١٣]بدى نيكاسگال [١٤]
[١] .اساس،وز،دب:كردند،با توجّه به آج و ديگر نسخهبدلها تصحيح شد.
[٢] .سورۀ نازعات(٧٩)آيۀ ٤٥.
[٣] .مر:آن كسانى كه بترسند.
[٤] .مر:تسلّى.
[٥] .مر:ترغيب كرد.
[٦] .دب،آج،لب،فق:مكنى/مكنيد.
[٧] .مر:پيشه خود مسازيد.
[٨] .دب،آج،لب،فق:مباشى.
[٩] .مر:بازمانيد.
[١٠] .كذا:در اساس،وز،دب،آج،لب،فق:مرد در دو،مر:مرد درو.
[١١] .همۀ نسخهبدلها+تو،چاپ شعرانى(١٩٦/٣)+او.
[١٢] .دب،آج،لب،فق:ساله.
[١٣] .آج،لب،فق،مر:هرگونه چشيده است.
[١٤] .آج،مر:نيكسگال.