روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
است و معنى تقرير.
وَ لَمْ يُصِرُّوا ،و اصرار و مقام نكنند بر آنچه كرده باشند از گناه.و در معنى اصرار خلاف كردند،بيشتر مفسّران اين گفتند كه بيان كرديم.
قتاده گفت:إيّاكم و الاصرار،پرهيزيد [١]از اصرار كه آنان كه اصرار كردند هلاك شدند،آنان كه بر گناه بروند [٢]و در معاصى تقدّم كنند ترس خداى ايشان را از محرّمات بازندارد و توبه نكنند از گناه تا مرگ به ايشان آيد.
حسن بصري گفت:گناه بر سبيل عمد اصرار باشد الّا كه توبه كند.سدّى گفت:الاصرار،السّكوت و ترك الاستغفار آن باشد كه استغفار نكند و از آن خاموش باشد،و به اين خبر تمسّك كرد:
ما صرّ [٣]من استغفر و لو عاد في اليوم سبعين مرّة.
و ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
لا كبيرة مع استغفار و لا صغيرة مع اصرار، گفت:گناه بزرگ نباشد با استغفار و كوچك نباشد با اصرار.
و مراد به استغفار نه گفت [٤]زبان است بس،بلكه پشيمانى بر گذشته و عزم بر آينده كه با مثل آن رجوع نكند،براى آنكه رسول-عليه السّلام-گفت:
المصرّ على ذنبه المستغفر بلسانه كالمستهزئ بربّه، آنكس كه او اصرار كند بر گناه و به زبان استغفار مىكند،او چون مستهزى است به خداى خود.و اصل«اصرار»در لغت ثبات باشد،قال الحطيئة يصف الخيل:
عوابس بالشّعث الكماة اذا انتقوا
علالتها [٥]بالمحصدات أصرّت
وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
،و ايشان دانند كه آنچه مىكنند معصيت است.ضحّاك گفت:
ايشان بدانند كه خداى به توبه گناه ايشان بيامرزد.سدّى گفت:و ايشان دانند كه گناه كردهاند.
بعضى دگر گفتند:و ايشان دانند كه توبه نه [٦]از اصرار است،چنان كه شاعر
[١] .دب:پرخزى/پرخيزيد پرهيزيد،آج،لب،فق،مر:پرخيزى/پرهيزيد.
[٢] .فق،مر:سعى كنند.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر:ما اصرّ.
[٤] .آج،لب،فق،مر:نه گفتن.
[٥] .آج:اذا انتقوا غلالتها،تفسير قرطبى(٢١١/٤):اذا ابتغوا علالتها.
[٦] .كذا:در اساس و وز،دب:به،ديگر نسخهبدلها:ندارد.