روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٤ - ترجمه
كار مرا هيچ درمانى هست؟ابو بكر گفت:ندانى كه خداى تعالى آن حميت كه براى غازى برد،براى مقيم نبرد! ازآنجا به نزديك عمر شد،هم عمر اين گفت.
مرد انصارى برخاست و از مدينه بيرون شد و در كوه و بيابان مىگرديد و مىگريست و عذر مىخواست و توبه مىكرد.مرد ثقفى بازآمد،زن او را خبر داد از آنچه رفته بود،مرد او را گفت:چون بينم ملامت كنم او را،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
وَ الَّذِينَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً ،اين صفت موصوفى محذوف است،يعنى اذا فعلوا فعلة او خصلة فاحشة،آنان كه فعلى [١]زشت كنند.و اصل«فحش»پاى از حدّ بيرون نهادن باشد،براى اين گويند آن را كه سخت دراز باشد،انّه لفاحش الطّول،و كلام بد زشت را كلام فاحش گويند،و أفحش في كذا اذا فعله خارجا عن العادة.
سدّى گفت:مراد به اين«فاحشة»زناست،و از جابر عبد اللّه انصارى مانند اين روايت كردند.
أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ،گفت:مراد معاصى ديگر است.مقاتل گفت و كلبي:دون الزّنا باشد از بوسه و لمس و مانند اين.أصمّ گفت: فَعَلُوا فٰاحِشَةً ،كباير است، أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ صغاير،و بعضى دگر گفتند: فَعَلُوا فٰاحِشَةً ،معصيتى كنند بفعل أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ بالقول،يا به زبان محالى و هزلى گويند. ذَكَرُوا اللّٰهَ ،جواب «اذا»است و عامل است در او،و هركجا«اذا»باشد او را جواب بايد و عامل، براى آنكه ظرف است،و ظرف را عامل بايد،و عامل در او آن بود كه جواب او بود.
ذَكَرُوا اللّٰهَ ،ضحّاك گفت:معنى آن است كه روز عرض اكبر ياد كنند آن روز كه ايشان را و اعمال ايشان بر خداى عرض كنند.
مقاتل و واقدىّ گفتند:مراد آن است كه در خويشتن ياد آرند كه خداى تعالى ايشان را از آن بخواهد پرسيدن،پشيمان شوند و به استغفار مشغول شوند.
مقاتل بن حيّان گفت: ذَكَرُوا اللّٰهَ ،ذكر خداى كنند به زبان به تسبيح و تهليل [٢]و«استغفار»،و اين«سين»طلب راست،يعنى طلب آمرزش كنند و از خداى تعالى
[١] .دب،آج،لب،فق،مر:فعل.
[٢] .چاپ شعرانى(١٩٢/٣)+فاستغفروا لذنوبهم.