روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٨ - ترجمه
و اين كنايت باشد از سعت و فراخى بهشت،آنگه على التّقريب بخواطر السّامعين تشبيهى كرد آن را به عرض آسمان و زمين،چنان كه گفت: مٰا دٰامَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ [١]،و مراد تأبيد است و مبالغه در طول مدّت.
و در خبر آمده است كه:ملك روم نامه نوشت به رسول-عليه السّلام-و گفت:
تو ما را با بهشتى مىخوانى كه عرض او چند آسمان و زمين است،پس دوزخ كجا باشد؟رسول-عليه السّلام-گفت:يا سبحان اللّه!چون روز درآيد،شب كجا باشد! و انس مالك را پرسيدند كه بهشت در آسمان است يا در زمين؟گفت:و [٢]بهشت در كدام آسمان و زمين گنجد!گفتند:پس كجاست؟گفت:بالاى هفت آسمان است در زير عرش،و قتاده گفت:در روايت چنين آمد كه بهشت بالاى هفت آسمان است و دوزخ در زير هفتم زمين.
و ابو مسلم محمّد بن بحر [٣]الاصفهانى گفت:اين نه عرض است كه خلاف طول باشد،اين عرض از معارضه است كقولهم:هذا الثّوب عرضه كذا،أى قيمته الّتي يعارض بها،يعنى آن [٤]قيمت كه به آن معارضه كنند او را.پس بر اين قول، معنى اين [٥]باشد كه:بهشتى كه هفت آسمان و هفت زمين ارزد،و فيه بعض التعسّف،براى آنكه فهم و وهم سامع سبق نبرد به اين. أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ ،و اين دليل باشد بر آنكه بهشت [٦]آفريده است كه آنچه معدوم باشد معدّ نبود،و دوزخ نيز كه:
أُعِدَّتْ لِلْكٰافِرِينَ [٧] ،گفت آن را.
آنگه وصف كرد آن متّقيان را كه بهشت براى ايشان بجارده است [٨]،گفت:
اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرّٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ ،آنان كه مال نفقه و هزينه كنند در خوارى و دشوارى [٩]،در توانگرى و درويشى،اوّل خلقى از اخلاق ايشان كه موجب بهشت بود ايشان را،سخاوت شمرد.و رسول-عليه السّلام-گفت:
الجنة دار الاسخياء ،بهشت
[١] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٠٧ و ١٠٨.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٣] .اساس،وز،مت:بحير،با توجّه به ديگر نسخهبدلها تصحيح شد.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:اين.
[٥] .همۀ نسخهبدلها:آن.
[٦] .مب،مر+و دوزخ هر دو.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٤.
[٨] .مب،مر:مهيّا كرده است.
[٩] .دب،آج،لب،فق:دشخوارى.