روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
كه:اين از آن خاص است كه با او دليل است بر عام،أعني اين خاص است و عمومش به دليل ديگر دانند [١]،نظيرش قوله: كُلَّمٰا أُلْقِيَ فِيهٰا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهٰا أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قٰالُوا بَلىٰ قَدْ جٰاءَنٰا نَذِيرٌ،فَكَذَّبْنٰا [٢]...،و معلوم است كه جملۀ اهل دوزخ اين نگويند،و مثله قوله: إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعٰالَمِينَ [٣]،و معلوم است كه همۀ اهل دوزخ تسويه نكردهاند ميان خدا و شيطان [٤]و اعداد و استعداد و اهبه و اتّخاذ به يك معنى باشد. آنگه چون ذكر دوزخ كرد و عذابى كه نهاده است كافران را،ترغيب كرد مكلّفان را در آنكه طريقى سپرند كه ره [٥]نجات باشد و به رحمت انجامد،و آن طاعت خداست.و«طاعت»بگفتيم كه:موافقت امر و اراده باشد،و نيز طاعت رسول براى آنكه طاعت رسول در آنچه فرمايد همچنان واجب است كه طاعت خداى تعالى در اوامرى كه كند[٢٦٢-ر]از واجبات،و در اين آيت اگر بر خصوص گيرند امر باشد به ترك ربا و بيان تحريم او،و اين به سمع توان شناختن و به قول رسول.
لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ،تا باشد كه بر شما رحمت كنند،و معنى«لعلّ»ترجّى باشد، و اين بر خداى تعالى روا نبود جز [٦]آن است كه راجع نيست با خداى تعالى،بل راجع است با مكلّفان،و معنى آنكه:اگر طاعت خدا و رسول دارى [٧]،اميد رحمت بود شما را،پس اميد راجع با ماست نه با خداى تعالى.
وَ سٰارِعُوا إِلىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ،نافع و ابن عامر خوانند:«سارعوا»بى«واو» عطف،باقى قرّاء به«واو»خوانند: وَ سٰارِعُوا .و در مصاحف اهل شام بى«واو» است،و در مصاحف اهل عراق به«واو»،امر است و ترغيب از خداى تعالى مكلّفان را به مسارعت و شتافتن به كارهايى كه موجب مغفرت و بهشت بود از توبه و عمل صالح،و معنى على أحد الوجهين إمّا دريافتن قبل الفوت و إمّا تباطى و تثاقل ناكردن -چنان كه برفت.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٢] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٨ و ٩.
[٣] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٩٨.
[٤] .دب:ميان دوزخ اين نگويند خدا و شيطان.
[٥] .دب،آج،لب،فق:كه در او.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:جواب.
[٧] .مب،مر:داريد.