روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
با آنكه رنجور و خسته بودند از نشاط مدد فرشتگان تا به بر حصن آمدند [١]،و خداى تعالى سه هزار فرشته را فرستاد و عنقريب فتح برآمد.
بعضى دگر گفتند:وعدۀ پنج هزار روز احد بود به شرط صبر و تقوى،چون به شرط وفا نكردند خداى تعالى مدد نكرد،و آن وهن بيفتاد [٢]،اين قول عكرمه و ضحّاك است.
بعضى دگر گفتند:اين روز احد بود.چون ابو سفيان خواست كه رجعت كند و بازآيد،و مىگفت:تا مدينه نستانم نروم.و رسول-عليه السّلام-مستشعر مىبود،از آن اميرالمؤمنين را فرستاد و گفت:برو و بنگر تا [٣]ابو سفيان و مشركان چه مىكنند!اگر بر اسپان نشستهاند و شتران پيش كرده،آهنگ مدينه دارند.و اگر بر شتر نشستهاند و اسپان بر قود گرفته [٤]آهنگ[٢٦٠-ر]مكّه دارند.و آنچه بينى كس را مگو تا مرا گويى [٥].
اميرالمؤمنين گفت:من بيامدم [٦]،ايشان را ديدم بر شتران نشسته و اسپان بر قود گرفته [٧]،دانستم كه عزم مكّه دارند.شادمانه [٨]شدم،بازآمدم و رسول را خبر دادم،و ما نيز با مدينه رفتيم،خداى تعالى اين آيت فرستاد: أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ ،نه بس است شما را كه خداى تعالى كفايت كرد شما را بازگشتن مشركان از شما؟و ايشان را از شما برگردانيد.و در اين وجه ضعفى هست براى آنكه خلاف ظاهر است.
أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ ،مفضّل گفت:فرق از ميان«مدّ»و«أمدّ»آن است كه هرچه بر سبيل معونت و نصرت باشد،آنجا«امدّه»گويند،و آنچه بر سبيل زياده باشد آنجا«مدّ»گويند،بيانه قوله تعالى: وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ [٩]...،و بعضى دگر گفتند:فرق آن است كه«امدّ»در خير مستعمل باشد و«مدّ»در شر،أ لا ترى الى قوله: وَ أَمْدَدْنٰاكُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِينَ [١٠]...،و قوله: أَنَّمٰا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مٰالٍ وَ بَنِينَ [١١].و
[١] .مب،مر:تا به در حصار رسيدند.
[٢] .مب،مر:آن هزيمت واقع شد.
[٣] .مر:كه.
[٤] .آج،فق:اسپان پيش دارند،مب،مر:اسپان پيش كرده.
[٥] .مب،مر:با كس مگوى تا پيش من آيى.
[٦] .مب+و.
[٧] .مب،مر:و عنان اسپان به دست گرفته.
[٨] .لب:شادمان،مب،مر:شادان.
[٩] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ٢٧.
[١٠] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٦.
[١١] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٥٥.