روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥ - ترجمه
عبوس و طلاقة،أ لا ترى الى[قوله] [١]: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ [٢]،و: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ [٣]، و: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ، ضٰاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ، وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهٰا غَبَرَةٌ، تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌ [٤].
آنگه بيان و تفصيل[حال] [٥]ايشان داد هريكى را علىحده گفت: فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ ،و امّا آنان را كه رويهاى [٦]ايشان سياه باشد. أَ كَفَرْتُمْ ،در كلام حذفى و اختصارى هست،و التّقدير:فيقال لهم أكفرتم،ايشان را گويند،و اين از جملۀ آن جايهاست كه قول اضمار كرد كه كافر شدى پس [٧]ايمانتان،يعنى پس [٨]آنكه اظهار كردى ايمان [٩]و منافق بودى [١٠]در آن اظهار كفر كردى كه در دل داشتى [١١]و مرتد شدى [١٢].
ربيع و ابو العاليه گفتند: بَعْدَ إِيمٰانِكُمْ ،يعنى بعد اقراركم يوم الميثاق [١٣].حسن بصرى گفت:آنانند كه اظهار كلمۀ ايمان كردند و منافق بودند،و اين بعينه مذهب ماست.عكرمه گفت:مراد جهودان و ترسايانند كه پيش ازآنكه رسول-عليه السّلام- آمد [١٤]،ايشان نعت و صفت او مىخواندند در تورات و انجيل،و مقرّ بودند.چون بيامدند [١٥]او را بديدند و بشناختند [١٦]كافر شدند،چنان كه گفت: فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ [١٧].
بعضى دگر[٢٥٢-ر]از مفسّران گفتند:قومى باشند از اهل قبلۀ ما.حارث أعور گفت از اميرالمؤمنين على [١٨]شنيدم كه مىگفت بر [١٩]منبر:مرد باشد كه از خانه
[٥] [١] .مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر+ إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ ،سورۀ قيامت(٧٥)آيۀ ٢٢.
[٣] .سورۀ قيامت(٧٥)آيۀ ٢٤.
[٤] .سورۀ عبس(٨٠)آيات ٣٨ الى ٤١.
[٦] .همۀ نسخهبدلها بجز مب:روى.
[٨] [٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+از.
[٩] .وز،دب،آج،لب،فق:اظهار ايمان كرده بودى.
[١٠] .بودى/بوديد.
[١١] .داشتى/داشتيد.
[١٢] .شدى/شديد.
[١٣] .همۀ نسخهبدلها بجز مب،مر+و.
[١٤] .مب،مر:آيد.
[١٥] .وز،مب+و.
[١٦] .دب،آج،لب،فق:نشناختند.
[١٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٨٩.
[١٨] .دب،مر+عليه السّلام،مب:على بن ابى طالب عليه الصّلاة و السّلام.
[١٩] .همۀ نسخهبدلها بجز وز+بالاى.