روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٤ - ترجمه
لغت جبت[٣١٧-پ]حرام باشد،و طاغوت فاعول باشد من طغى،آنكه مردم را به طغيان برد.
وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هٰؤُلاٰءِ أَهْدىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً ،مفسّران گفتند:
كعب اشرف با هفتاد سوار از جهودان برخاستند و به مكّه رفتند پس [١]آنكه وقعۀ [٢]احد بوده[بود] [٣]تا با قريش سوگند خوردند [٤]و عهدى كه از ميان ايشان و رسول -عليه السّلام-بود بشكافند [٥].كعب اشرف به سراى ابو سفيان فرود آمد،ابو سفيان او را مهماندارى نكو كرد،و جهودان به سرايهاى قريش فرود آمدند،قريش گفتند:شما اهل كتابيد،و محمّد اهل كتاب است،ما بر شما ايمن نباشيم كه ميل شما با او بود،و اين آمدن شما به اين جا مكر است،اگر خواهى [٦]كه ما را بر شما امانى باشد اين بتان ما را سجده كنيد [٧]تا ما ايمن شويم بر شما و عهد شما،ايشان آن دو بت را سجده كردند،فذلك قوله تعالى: يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطّٰاغُوتِ .
آنگه كعب اشرف قريش را گفت:سى مرد از شما و سى مرد از ما بياييم و شكم به ديوار كعبه بازنهيم و با خداى كعبه عهد كنيم كه از يكديگر جدا نشويم،و با هم دست يكى داريم تا محمّد را قهر كنيم [٨].چون اين عهد بكردند[و] [٩]فارغ شدند،ابو سفيان گفت كعب را كه:تو مردى اهل كتابى [١٠]و ما مردمانى امّييم [١١]ندانيم خواند،بگو تا ما به حق نزديكتريم يا محمّد؟كعب گفت:شما دين و طريقۀ خود عرض كنيد [١٢]بر من.
ابو سفيان گفت:طريقۀ ما آن است كه براى حاجّ اشتر كشيم و ايشان را آب دهيم و طعام دهيم و مهماندارى كنيم،و اسيران را از بند رها كنيم،و صلۀ رحم كنيم،و خانۀ خداى را عمارت كنيم،و ما از اهل حرميم،و محمّد از دين پدران
[١] .مر+از.
[٢] .آج،لب،فق،مر:واقعۀ.
[٣] .اساس:ندارد،مر:شده بود،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .اساس:خورند،با توجّه به وز و دب تصحيح شد.
[٥] .تب:بشكافند.
[٦] .مر،تب:خواهيد.
[٧] .آج،لب،فق:كنى،كه بر متن مرجّح است.
[٨] .فق،بقهر كنيم.
[٩] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[١٠] .آج،لب،فق:مردى از اهل كتاب.
[١١] .آج،لب،فق،تب+چيزى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:عرضه كنيد.