روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٩ - ترجمه
كه شرك نيامرزم.
عبد اللّه عمر گفت:چون يكى از ما بر كبيره [١]بمردى،حكم كردمانى كه او از اهل دوزخ است تا اين آيت آمد،ما توقّف كرديم در حقّ صاحب كبيره.
جابر عبد اللّه انصارى روايت كرد كه:رسول-صلّى اللّه عليه و آله- [گفت] [٢]كه:مغفرت و آمرزش به بنده فرومىآيد ما دام تا حجاب نباشد،ما گفتيم:
اى رسول اللّه!حجاب چيست؟گفت:شرك به خدا،آنگه اين آيت بخواند: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ مسروق روايت كرد از عبد اللّه عمر كه رسول-عليه السّلام-گفت:هركه با پيش خداى شود و او مشرك نباشد به خداى تعالى،به بهشت شود،و هيچ معصيت زيان ندارد او را چنان كه اگر با پيش خداى شود و مشرك باشد به دوزخ شود و هيچ طاعت سود ندارد او را.
از أمير المؤمنين على روايت كردند كه او گفت:در قرآن هيچ آيت نيست كه من دوستتر دارم از اين آيت،و اين آيت دليل است بر آنكه خداى تعالى فسّاق اهل صلاة را بيامرزد،و اگرچه توبه نكرده باشند.
و وجه استدلال از آيت آن است كه خداى تعالى در آيت نفى و اثباتى نهاد، گفت:شرك نيامرزم و ما دون شرك بيامرزم،و امّت اجماع كردند بر آنكه خداى تعالى شرك بيامرزد با توبه [٣]،اگر ما دون شرك نيامرزد بىتوبه فرقى نباشد ميان نفى و اثبات،و قولى گفتن كه مؤدّى بود بارتفاع [٤]فرق بين النّفى و الاثبات قولى فاسد باشد،و اگر چنان بودى كه اصحاب وعيد گفتند كه:هيچ دو بىتوبه نيامرزيدى، بايستى تا گفتى:انّ اللّه لا يغفر المعاصى كلّها الّا بالتّوبة.بر دو قسم نهادن به طريقۀ نفى و اثبات معنى ندارد،و اين چنان باشد كه كسى گويد:من مال بسيار به تفضّل به كس ندهم و مال اندك به استحقاق و واجب دهم،او را گويند:اين قسمت محال است،تو را مىبايد گفتن كه من چيزى به كس ندهم الّا به واجب و
[١] .تب:كبيرۀ/كبيرهاى.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر+و.
[٤] .مر:بر ارتفاع.