روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٥ - ترجمه
مىكنند،اين مىگويند: سَمِعْنٰا وَ عَصَيْنٰا ،[بر طريق استهزاء] [١]مىگويند:شنيديم و لكن فرمان نخواهيم بردن،به عكس آنكه مؤمنان گفتند: سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا [٢].
وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ ،در او دو قول گفتند:يكى اسمع غير مقبول،و ديگر اسمع لا سمعت،بشنو كه اگر تو گويى ما قبول نخواهيم كردن [٣]،و بشنو كه مشنو ياش [٤]لعنهم اللّه،و نيز گفتند:راعنا،و اين به زبان ايشان دشنام بود،و گفتند:اين كلمه استهزا بود در اصطلاح ايشان،و گفتند:اين كلمتى بودى كه زبردست زيردست را گفتى،چنان كه:ارعني سمعك و انصت لكلامى و اصغ الىّ.
و قوله: لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ ،اصل«لىّ»برپيختن باشد،يقال:لويت الشّىء فالتوى، [و] [٥]قال [٦]:
لوى يده اللّه الّذي هو غالبه
وليّ [٧]الغريم مطله و لوى لسانه بكذا،اذا عدل به عن الكلام المعتاد.و مراد لغز است و چيزى كه هركس كه آن اصطلاح نشناسد نداند.و نصب او بر تمييز بود،و كذلك قوله: وَ طَعْناً فِي الدِّينِ ،و لسان زبان باشد كه آلت كلام است،و لسان لغت باشد،قال اللّه تعالى: وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ بِلِسٰانِ قَوْمِهِ [٨]،و مراد در اين آيت لغت است به لغت ايشان بد بود،و طعن قدح باشد و اصل او طعن به سنان است، آنگه طعن به زبان را به آن تشبيه كردند.
وَ لَوْ أَنَّهُمْ قٰالُوا ،و اگر ايشان گفتندى شنيديم و طاعت داشتيم،به جاى سَمِعْنٰا وَ عَصَيْنٰا ، وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنٰا ،و به جاى غَيْرَ مُسْمَعٍ، وَ اسْمَعْ ،گفتندى،و به جاى رٰاعِنٰا ، اُنْظُرْنٰا ،و معنى آنكه انتظرنا،توقّف كن بر ما تا كلام تو بشنويم و بدانيم و تأمّل كنيم،و حقتعالى در سورة البقرة از اين لفظ نهى كرد و به ديگر امر،في قوله:
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٥،سورۀ نساء(٤)آيۀ ٤٦،سورۀ مائده(٥)آيۀ ٧.
[٣] .وز+به عكس آنكه مؤمنان گفتند.
[٤] .آج:مشنوى،لب،فق،مر:مشنو.
[٥] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٦] .تب+شعر.
[٧] .اساس،وز،آج،لب:و الى،فق،مر:و اذا،با توجّه به تب تصحيح شد.
[٨] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٤.