روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٧ - ترجمه
و عبد اللّه مسعود گفت:چون روز قيامت باشد،خداى تعالى خلايق اوّلين و آخرين را جمع كند،آنگه بفرمايد تا منادى ندا كند،ألا و هركس كه او را به نزديك كسى مظلمتى هست گو بيا و حقّ خود بستان از او،و اگرچه از پدر و برادر و فرزند و جفت باشد و اگرچه اندك باشد.خداوندان حقها شاد شوند،آنگه بيارند آنان را كه بر ايشان حقّ او باشد و بر او ندا كند على رءوس الخلائق،اين فلان بن فلان است.
هركس را كه بر او حقّى هست بيايى [١]و مطالبه كنى [٢].خداوندان حق بر او جمع شوند.قديم [٣]-جلّ جلاله-گويد:حقهاى [٤]اينان بده،گويد:بار خدايا!از كجا بدهم،و دنيا رفت.حقتعالى فرشتگان را گويد:بنگريد [٥]به اعمال او تا چيست، اعمال بنگرند،مستغرق شوند به حقوق اصحاب حقوق مگر مثقال ذرّهاى،حقّ تعالى گويد فرشتگان را كه:چه رفت و چه ماند-و او عالمتر [٦]،گويند:بار خدايا!تو عالمترى،مثقال ذرّهاى بماند از حسنات وى.حقتعالى آن را مضاعف مىكند تا بسيار شود،آنگه گويد او را به رحمت من به بهشت بريد [٧].
آنگه عبد اللّه مسعود اين آيت برخواند: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَظْلِمُ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضٰاعِفْهٰا وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً ،اگر بنده از جمله اشقيا باشد حسنات او به مظالم خلقان جمله مستغرق شود و او بماند با سيّئات و نيز مظلمه مردمان بماند بر او،حقتعالى بفرمايد تا او را در دوزخ اندازند.
و تأويل اين خبر هم برآن وجه بود كه گفتيم كه:اين از باب اعواض بود، و دليل بر اين آن است كه:در خبر لفظ مظلمه گفت:و مقابلۀ مظلمه به عوض باشد، و ثواب عمل كسى به كسى ندهند [٨]و بر فعل كسى ديگرى را عقاب نكنند از ادلۀ عقل و آيات محكم،و قوله تعالى: وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ [٩]،و قوله:
[١] .مر:بياييد،فق:بيايند.
[٢] .مر:كنيد.
[٣] .آج،لب،فق:خداى تعالى.
[٤] .آج،لب،فق،مر:حق.
[٥] .آج،لب،فق:بنگرى/بنگريد.
[٦] .آج+است.
[٧] .آج،لب:برى/بريد.
[٨] .اساس و وز:بدهند،با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها و فحواى مطالب تصحيح شد.
[٩] .سورۀ فاطر(٣٥)آيۀ ١٨.