روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦١ - ترجمه
خواركننده با مذلّت و اهانت،و اين صفت عقاب است كه از حقّ او آن است كه مقرون بود به استخفاف و اهانت.
وَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ ،صفت [١]آنان است كه ذكر ايشان رفت،حقتعالى گفت [٢]:يا ندهند يا اگر دهند به رياى مردمان دهند به چشم ديدۀ ايشان.و«رياء»، فعال باشد من الرؤية،و فعال و مفاعله به يك معنى باشد،و فاعل او مرائى باشد على وزن مفاعل.و روا بود كه در جاى صفت كافران باشد آنگه محلّ او جرّ باشد.
گفتند:در جهودان آمد،و سدّى گفت:در منافقان آمد،و گفتهاند:در مشركان مكّه آمد كه مال خرج مىكردند در عداوت رسول-عليه السّلام.
وَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ ،آنكه [٣]اوّل گفت صفت منافقان و فاسقان است،آنگه بيان كرد كه با آنكه مرايىاند كافراند به خداى و به روز بازپسين، يعنى روز قيامت. وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطٰانُ لَهُ قَرِيناً فَسٰاءَ قَرِيناً ،هركس كه ديو قرين او بود بد قرين است ديو او را،و قرين و يار و همنشين ديوند.
و گفتهاند:مراد آن است چنان كه امروز قرين ديوند،فردا حقتعالى ايشان هريكى را با ديوى به سلسله بندد تا چنان كه در دنيا در طاعت او بود در قيامت با او باشد.و قرين مرد همسر او باشد.و قرن همسال او باشد،و قرن همقتال او باشد.
قال عدىّ:
عن المرء لا تسأل و ابصر قرينه
فانّ القرين بالمقارن يقتدي
و بر اين معنى تفسير دادند اين آيت را كه حقتعالى گفت: وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ [٤]،أى قرنت بقرينتها خيرا كان او شرا. فَسٰاءَ قَرِيناً ،أى فساء القرين قرينه، و نصب او بر تميز [٥]بود كقوله تعالى: سٰاءَ مَثَلاً [٦]،و: سٰاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقٰاماً [٧]و
[١] .آج،لب،فق،مر:هم صفت.
[٢] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٣٨٧/٣)+آن كسانى كه نفقه كنند مالهاى خود راى به رياء.
[٣] .فق:آنگه.
[٤] .سورۀ تكوير(٨١)آيۀ ٧.
[٥] .وز:تمييز.
[٦] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٧.
[٧] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٦٦.