روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٠ - ترجمه
در اسرار[هم در اموال] [١]هم در نفس خود. بِمٰا حَفِظَ اللّٰهُ ،أى بحفظ [٢]اللّه لهنّ،به نگاه داشت خداى ايشان را.و ابو جعفر خواند:بما حفظ اللّه،به نصب«ها»ى اللّه، أى بحفظهنّ اللّه،به نگاه داشت ايشان خداى را.
و«ما»در هر دو قرائت مصدرى باشد،و معنى چنان است در هر دو قرائت كه رسول گفت-عليه السّلام:
احفظ الله يحفظك.
وَ اللاّٰتِي تَخٰافُونَ نُشُوزَهُنَّ ،و آنان زنانى كه ترسى [٣]كه نشوز كنند.و«نشوز» ناساختن و آرام ناگرفتن باشد،و اصل او در حركت و اضطراب بود،و در عرف شرع از ميان زن و شوهر باشد،و آن را كه از هريكى از ايشان بود نشوز خوانند امّا [٤]از قبل زن اين است كه در اين آيت گفت: وَ اللاّٰتِي تَخٰافُونَ نُشُوزَهُنَّ ،و از قبل مرد آن است [٥]فرمود: وَ إِنِ امْرَأَةٌ خٰافَتْ مِنْ بَعْلِهٰا نُشُوزاً أَوْ إِعْرٰاضاً [٦]،اگر ترسى [٧]كه عصيان و ناسازگارى كنند، فَعِظُوهُنَّ ،اوّل پند دهى [٨]او را،اگر سود ندارد او را [٩]و اصرار كنند وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضٰاجِعِ ،ايشان را در بستر رها كنى [١٠]و جانبى دگر بخسپى [١١].و گفتهاند:كه پشت بر ايشان كنى [١٢]،و اگر سود ندارد، وَ اضْرِبُوهُنَّ ،آنگه بزنيد ايشان را زدنى كه به قاعده باشد بر وجه تأديب،چنان كه عيبى و نقصانى بر ايشان نيايد [١٣].
و در خبر هست كه رسول-عليه السّلام-گفت:
علّق السّوط حيث تراه أهل بيتك ،تازيانه جايى درآويز كه اهل خانه و زيردستان تو بينند.أسماء بنت ابى بكر گفت:من چهارم زن بودم كه زبير عوّام مرا به زنى كرد،چون بر يكى از ايشان خشم گرفتى او را [١٤]چوب مشجب زدى،چنان كه بشكستى بر او،و مشجب سهپايه باشد كه جامه بر او افگنند.
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آج،لب:يحفظ.
[٣] .مر،تب:ترسيد.
[٤] .مر+اگر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز وز+كه.
[٦] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٢٨.
[٧] .تب:ترسيد.
[١٢] [٨] .مر،تب:دهيد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:لفظ«او را»ندارد.
[١٠] .مر،تب:كنيد.
[١١] .تب:بخسبيد.
[١٣] .آج،لب،فق،مر+اگرچه خود همه عيب و نقصان و مايۀ فساد و طغياناند.
[١٤] .آج،لب،فق،مر،تب+به.