روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٢ - ترجمه
ايشان-و اگرچه جز ايشان از كافران داخلند در اين خطاب-و لكن توجيه خطاب كرد به ايشان براى اكرام ايشان و گفت:مخوريد [١]مالهايتان،يعنى بعضى مال بعضى در ميان شما.و«بينكم» [٢]،نصب او بر ظرف باشد. بِالْبٰاطِلِ ،بحرام از [٣]ربا و قمار و قطع و غصب و دزدى و خيانت و جملۀ آنچه ناواجب باشد كه كنند تا مال كسى ببرند.چون آيت آمد جماعتى تحرّج كردند ازآنكه به خانۀ كسى طعامى خورند،تا اين آيت آمد در سورة النّور: لَيْسَ عَلَى الْأَعْمىٰ حَرَجٌ -الى قوله: أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتٰاتاً [٤].
إِلاّٰ أَنْ تَكُونَ تِجٰارَةً ،استثناء منقطع است به معنى لكن،براى آنكه مستثنى نه از جنس مستثنى عنه [٥]است.كوفيان خواندند:«تجارة»،به نصب على خبر كان، و قالوا و التّقدير:الّا أن يكون ذلك تجارة،و قيل:الّا أن يكون الأموال تجارة،و قيل:
الّا أن يكون التّجارة تجارة،كما قال الشّاعر [٦]:
و إن كان يوما ذا كواكب أشنعا
ذكره ابو علىّ الفارسى،و باقى قرّاء به رفع خوانند بر آنكه«كان»تامّه بود،و معنى آنكه:الّا أن توجد و تحصل تجارة.و در آيت دليل است بر بطلان قول آنكس كه او گفت:مكاسب حرام است براى آنكه خداى تعالى مكاسب و تجارت استثنا كرد از منهيّاتى كه گفت،و مثله قوله: وَ أَحَلَّ اللّٰهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبٰا [٧].
و قوله: عَنْ تَرٰاضٍ ،در[او] [٨]دو قول گفتند:يكى آنكه امضاى بيع كنند به تفرّق تا خيار بعد العقد زائل شود،و اين قول شريح است و شعبي و ابن سيرين،
لقوله- عليه السّلام: البيّعان بالخيار ما لم يتفرّقا، گفت:متبايعين [٩]به خياراند تا با يكديگر باشند،چون متفرّق شدند خيار نباشد ايشان را.و گفتهاند:روا باشد [١٠]كه بعد البيع
[١] .آج،لب،فق:مخورى/مخوريد.
[٢] .اساس،وز،آج،لب:منكم،با توجّه به ديگر نسخه بدلها و متن قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .اساس:كلمه به صورت«ان»هم خوانده مىشود.
[٤] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٦١.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مستثنى منه.
[٦] .تب+شعر.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٧٥.
[٨] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٩] .آج:مبايعين.
[١٠] .آج،لب،فق،مر:وقتى باشد.