روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
طلاق.و مستحب آن است كه شرط كند در حال عقد كه نفقه نباشد و ميراث نباشد و عدّه لازم بود،و اگر اين شرطها نكند عقد درست باشد.
امّا إشهاد و اعلان در نكاح دوام[٣٠٤-پ]شرط است در نكاح متعه نباشد، الّا آنگه كه خائف بود از تهمتى آنگه اشهاد كند.و زن بايد [١]تا مؤمنه مستبصره باشد، اگر نباشد مستضعفه هم روا بود،و عند عدم مؤمنات جهود و ترسا روا باشد كه اهل كتابند و گبر مكروه است و حرام نيست.و چون بر اينان عقد بندد،منعشان كند از محرّمات شرع چون شرب خمر و لحم خنزير و مانند اين.و اگر بكرى باشد بالغ،روا بود كه بىولى بر او عقد بندد،و اگر بالغ نباشد و پدر دارد بىاذن او نشايد،و اگر پدر دارد و بالغ بود نيز روا باشد بر او عقد بستن بىاذن پدر.و حدّ بلوغ زن نه سال بود يا بالاى آنچنان- كه گفتيم.
و امّا مهر و كميّت آن چندان كه خواهد از اندك و بسيار-چنان كه در نكاح دوام هست-ما دام تا تراضى بود،چون عقد بندد بر زنى به اين شرايط كه گفتيم مدّتى معلوم،چون آن مدّت برود نكاح منفسخ شود بىطلاق،و مدّت نيز به حسب اختيار ايشان باشد از اندك و بسيار.و اگر اعدادى معيّن من الخلوة تعيين كند روا باشد جز كه اين مرّات در مدّتى معلوم بايد و الّا نكاح دوام شود.
و در نكاح متعه ميراث نباشد،سواء اگر نفى ميراث شرط كند و اگر نه.و اگر شرط كنند كه ميان ايشان توارث بود،چنان بود كه شرط كرده باشند.
و عدّت او چون مدّت به سر آيد دو حيض باشد.اگر زن حايض شود،و اگر حيض نبيند و در سنّ او ديگران حيض بينند عدّت او چهل و پنج روز باشد،نيمۀ عدّه دوام،و اگر آيسه باشد از محيض بر او عدّت نباشد چنان كه بر مستدامت نبود،و چون شوهر را وفات رسد عدت او عدّة المتوفّى عنها زوجها باشد [٢]-چهار ماه و ده روز- چنان كه عند مستدامت باشد.اين جمله [٣]است از احكام نكاح متعه.و از اعلام مذهب اماميان يكى متعه است،و مخالفان ايشان را به اين طعن زنند،و ابن سكّرة الهاشمىّ گفت در اين معنى [٤]:
[١] .آج،لب،فق+كه.
[٢] .آج،لب،فق+محيض بر او عدۀ.
[٣] .وز،مر:جملۀ/جملهاى.
[٤] .تب+شعر.