روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٤ - ترجمه
بخشاينده است.
مىخواهد خداى تا بيان كند شما را و بنمايد شما را راه آنان كه [١]پيش شما بودهاند،و توبه پذيرد[بر] [٢]شما،و خداى دانا و محكم كار است.
و خداى مىخواهد كه توبه پذيرد بر شما،و مىخواهند آنان كه پى شهوتها دارند [٣]كه بچسبى [٤]شما چسبيدنى [٥]بزرگ.
مىخواهد خداى كه سبك كند از شما،و آفريدهاند آدمى را سست.
قوله: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهٰاتُكُمْ -الآية،بعضى متكلّمان در اصول الفقه گفتند:
اين آيت و آنچه جارى مجرى اين است،من قوله: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ [٦]الآية، مجملى است كه از ظاهر او چيزى نتوان شناختن [٧]الّا به بيان،براى آنكه اعيان حرام نباشد و انّما تصرّفات حرام باشد،و تصرّفات معيّن نيست بيان بايد،و درست آن است كه اين مجمل نيست،و مراد به ظاهر اين معلوم است براى آنكه آنچه حرام و حلال باشد از زنان در شرع،عقد و وطى باشد و لا سيّما و قرينهاى در پيش برفت،من قوله: وَ لاٰ تَنْكِحُوا مٰا نَكَحَ آبٰاؤُكُمْ مِنَ النِّسٰاءِ [٨]... ،و نيز معلوم است در آيت تحريم مردار و خون كه [٩]مردار خوردن و فروختن است،نه نقل كردن و در او نگريدن و مانند اين.قوله: حُرِّمَتْ ،و اصل اين كلمه منع باشد،يقال:حرّمته كذا إذا منعته إيّاه،و «حرمان»خلاف رزق باشد،و«محروم»نقيض مرزوق باشد،و چون عين مضعّف كنند بليغتر شود و به عرف شرع مخصوص شد به معنى مخصوص بر وجهى مخصوص.
[١] .تب+از.
[٢] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٣] .تب:پيروى مىكنند شهوتها را.
[٤] .آج،لب،فق:ميل كنند،تب:بچسبيد.
[٥] .آج،لب:ميلى.
[٦] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٣.
[٧] .آج،لب،فق:شناخت.
[٨] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٢٢.
[٩] .آج،لب،فق:چون كه.