روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٠ - ترجمه
كردم.رسول-عليه السّلام-روى از او بگردانيد،به دگر جانب رفت و بگفت.رسول از او [١]روى بگردانيد.به دگر جانب رفت و بگفت تا بر خويشتن چهار بار گواهى داد.رسول-عليه السّلام-گفت [٢]:ديوانهاى تو؟گفت:نه،اى رسول اللّه.گفت:تو زن دارى؟گفت:بلى،يا رسول اللّه.رسول-عليه السّلام-بفرمود تا او را به مصلّى بردند و رجم كردند و بر او ثنا [٣]كردند.
بريده روايت كند،گويد:ماعز بن مالك به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسول اللّه!انّي زنيت فطهّرني،من زنا كردهام مرا پاك كن.رسول-عليه السّلام-گفت:برو توبه كن و آمرزش خواه از خداى تعالى.برفت پارهاى،نه بس دور.بازآمد و گفت:
[يا رسول اللّه!] [٤]زنيت فطهّرني.رسول همان گفت.برفت پارهاى و بازآمد و هم اين سخن گفت،و رسول-عليه السّلام-همان جواب داد تا چهار بار.به بار چهارم رسول گفت:تو ديوانهاى؟گفت:نه.از صحابه پرسيد،گفت:از اين هيچ ديوانگى دانى [٥]؟گفتند:نه يا رسول اللّه.گفت:بنگريد [٦]تا مست هست [٧]؟بديدند مست نبود.رسول-عليه السّلام-گفت كه:زنا كردى محصن بودى؟گفت:بلى.رسول -عليه السّلام-بفرمود تا او را رجم كردند،آنگه گفت:
استغفروا لماعز، براى ماعز استغفار كنيد،و رسول-عليه السّلام-براى او استغفار كرد و گفت:
لقد تاب توبة لو قسمت بين امّة لوسعتها، گفت ماعز [٨]توبهاى كرد كه اگر از ميان امّتى ببخشند به همه برسد.
عبد اللّه عبّاس گفت كه،عمر خطّاب گفت [٩]:من مىترسم[كه] [١٠]چون روزگار دراز برآيد،مردمان گويند:رجم در كتاب خداى نمىيابيم،فريضهاى از فرائض خداى ضايع كنند الا و رجم واجب است بر آنكه زنا كند و محصن باشد،
[١] .همۀ نسخه بدلها«از او»:ندارد.
[٢] .اساس+تو،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .اساس:نثار،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .مر،تب:دانيد.
[٦] .آج،لب،فق:بنگرى/بنگريد.
[٧] .آج:نيست.
[٨] .اساس و ديگر نسخه بدلها:ماعزين،با توجّه به معنى حديث و چاپ شعرانى ج ٣ ص ٣٤٢ تصحيح شد.
[٩] .آج،لب،فق،تب+كه.
[١٠] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.