روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٨ - ترجمه
قال الشّاعر:
لم اكن من جناتها علم اللّ
ه و انّي بحرّها اليوم صالي
و شاة مصليّة [١]،أى مشويّة.و سعير فعيل باشد به معنى مفعول،يعنى نارا مسعورة [٢]،كقتيل و خضيب و دهين،يقال:سعرت النّار و أسعرتها،و سعّرتها فاستعرت، أى أو قدتها فاتّقدت.
قوله: يُوصِيكُمُ اللّٰهُ فِي أَوْلاٰدِكُمْ -الآية،مفسّران در سبب نزول آيت خلاف كردند.بعضى گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه در جاهليّت وراثت به مردى و قوّت بودى،ميراث به مردان دادندى،به زنان و كودكان ندادندى.خداى تعالى اين آيت فرستاد و حكم جاهليّت باطل كرد [٣].
محمّد بن المنكدر [٤]گفت:از جابر عبد اللّه انصارى شنيدم كه گفت:آيت در باب من فرود آمد كه بيمار بودم سخت.رسول-عليه السّلام-در بالين من آمد،و من نياگاه [٥]بودم.پارهاى آب بخواست و به روى من زد،و من با هوش آمدم و گفتم:يا رسول اللّه!چگونه فرمايى كه در تركۀ خود كنم؟رسول-عليه السّلام-هيچ نگفت.
خداى تعالى اين آيت فرستاد.
عطا گفت:سعد بن الرّبيع النقيب را در احد [٦]بكشتند،او زنى رها كرد و دو دختر را و برادرى را،برادر او جملۀ مال بر گرفت و چيزى به زن و دختران او نداد.زن به شكايت پيش رسول آمد [٧]رسول-عليه السّلام-گفت:بازگرد [٨]كه باشد كه خداى تعالى در حقّ تو حكمى فرمايد.برفت،پس از آن بازآمد و شكايت كرد و بگريست.
خداى تعالى اين آيت فرستاد.رسول-عليه السّلام-برادر سعد را بخواند و مال از او بستد و به ايشان داد.
[١] .اساس:متصلية،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .تب:مسعورا.
[٣] .آج،لب،فق:بكرد.
[٤] .اساس،تب:محمد بن المكندر،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .اساس:در حاشيه اين كلمه را به اين صورت توضيح داده است:بىهوش بودم،مر:بىهوش بودم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:با حد.
[٧] .اساس:آمدند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،فق:بازگردى.