روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
وارثند،برعكس آن قولى كه گفتيم.و اصل«ذرّيّة»،فعليّت باشد،من ذرأ اللّه الخلق،أى خلقهم.و قول آنكس كه گفت:اشتقاق او از«ذرّ»است و گمان برد كه براى صغر ايشان را ذريّت خوانند قولى ضعيف است،براى آنكه فرزند را ذرّيّت خوانند اگر بزرگ باشد و اگر كوچك،بيانه قوله تعالى: وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ [١]...،و نابالغ را و طفل را صالح نخوانند.و«ضعاف»جمع ضعيف باشد،و فعال جمع فعيل قياسى مطّرد است،كطويل و طوال و قصير و قصار و كريم و كرام،چون فعيل به معنى فاعل باشد.
فَلْيَتَّقُوا اللّٰهَ ،بايد تا از خداى بترسند و سخنى سديد گويند،يعنى قولى با سلامت كه در او خلل و فساد نباشد،و آن قولى باشد كه به ورثه اجحاف نبود در حقّ [و] [٢]در حقّ موصون تقصير نبود،و اصل او از سدّ خلل است،و صواب را سداد گويند از اين جا كه در او خلل نبود.و سدّد السّهم إذا قوّمه.و براى اين نهى كرد رسول -عليه السّلام-سعد را ازآنكه وصيّت كند بيشتر از ثلث،[و گفت] [٣]:و الثّلث كثير لأن تدع عيالك اغنياء خير من أن تتركهم عالة يتكفّفون النّاس.
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوٰالَ الْيَتٰامىٰ ظُلْماً -الآية.مقاتل بن حيّان گفت:آيت در مردى آمد از غطفان نام او مرثد بن زيد،برادرش بمرد[٢٩٥-ر]و طفلى رها كرد و مال طفل در حجر او بود،و مال در دست او،مال او بخورد.خداى تعالى اين آيت فرستاد در حقّ او و تهديد كرد او را.و اگرچه آيت در حقّ شخصى معيّن باشد،هركه با او مشاركت كند در آن فعل مشارك او باشد در آن حكم،و حمل آيت بر عموم كردن اولىتر باشد.و قوله:«ظلما»،نصب او بر تمييز [٤]باشد،و گفتهاند:بر مصدر من معنى الفعل لأنّ أكل مال اليتيم ظلم فكأنّه قال:انّ الّذين يظلمون في أموالهم ظلما، إنّما يأكلون في بطونهم نارا،در جاى خبر انّ است.
حقتعالى گفت:آنان كه مال يتيمان خورند به ظلم،و براى آن قيد زد به ظلم كه مال يتيمان [٥]و اجرت مثل ولى را باشد كه بخورد و او را اين وعيد و عقاب نباشد،
[١] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٢٣.
[٢] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آج،لب،فق،مر:تميز.
[٥] .آج،لب،فق،مر،تب:يتيم از او.