روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٤ - ترجمه
درست [١]آيد.و آنان كه طفل باشند،وصى گويد:اين مال يتيمان است،و مرا در اين چيزى نيست،و اگر مرا بر اين حكمى بودى شما را نصيب كردمى،عافاكم اللّه و أغناكم،اين و مانند اين از عذر و دعا،فذلك القول المعروف،يعنى يا رزق يا قول معروف.و اگر بر ظاهر حمل كنند اولىتر باشد،براى آنكه جمع از ميان هر دو متعذّر نيست كه هم چيزى بدهد و هم عذر خواهد و دعا كند.
عبيدة السّلمانىّ گوسفندى از آن يتيمان بكشت و قسمت كرد بر اهل اين آيت، و گفت:اگر نه اين آيت آن بودى [٢]،اين از مال خود كردمى،يعنى خواست تا حكم آيت به جاى آرد،آن را طعمه ساخت براى اهل اين آيت.و طعمه و رزق را حدّى محدود و مقدارى مقدّر نيست،آنچه خواهند و دل ايشان به آن خوش باشد.
حسن بصرى و قتاده را از اين آيت پرسيدند كه:منسوخ است يا نه؟گفتند:
آيت منسوخ نيست،و لكن مردمان بخيلاند،وجه نيست ايشان را كه طعمه به كسى دهند،مىگويند:آيت منسوخ است.حسن گفت:چيزى كه محقّر باشد،و شرم دارند در قسمت آوردن به ايشان بايد دادن.و عبد اللّه عبّاس گفت:چون وصيّت كرده باشد،اگر وارثان بزرگ باشند،چيزى اندك بدهند،و اگر كوچك باشند عذر بخواهند [٣]چنان كه بيان كرده شد.و از عبد اللّه عبّاس هر دو قول روايت است،و راوى خبر گويد كه:چون عبد الرّحمن بن ابى بكر فرمان يافت،پسرش عبد اللّه ميراث او بخشيد [٤]،در سراى هيچكس نماند از خويش و بيگانه كه او را چيزى نداد.و اين در حيات عائشه بود،آنگه اين آيت برخواند.
عبد اللّه عبّاس را بگفتند كه او چنين كرد،گفت:آيت نه در اين باب است،در وصيّت است.خداى-جلّ جلاله-از كرم چون به حسب مصلحت بعضى خويشان را به قرابت و قربت حظّى نهاد روا نداشت كه آنان را كه دورتر باشند يا بيگانه باشند محروم مانند،بر سبيل ندب و استحباب گفت چون ايشان حاضر آيند به وقت قسمت
[١] .اساس:درشت،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .وز،آج،لب،مر،تب:اگر نه اين آيت بودى،فق:اگر نه آيت بودى.
[٣] .اساس و وز:نخواهند،با توجّه به آج و لب و فق و مرو فحواى عبارت تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:مىبخشيد.