روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٠ - ترجمه
گفت:براى آنش قوام خواند كه قيام اعمال خير به او باشد،چون حجّ و جهاد و اعمال خير.بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه مالهايى كه شما به آن برپايى [١]. وَ ارْزُقُوهُمْ فِيهٰا ،يعنى نفقه كنيد ايشان را از آن[و] [٢]طعام دهيد [٣]. وَ اكْسُوهُمْ ،و جامه كنيد [٤]ايشان را،يعنى آنان را كه نفقه و كسوت ايشان بر شما واجب بود [٥]از زنان و فرزندان و يا يتيمان كه نفقۀ ايشان بر تو واجب باشد در مال ايشان.و براى آن«فيها» گفت و«منها»نگفت كه خداى تعالى بواجب كرده است در مال تا مؤذن باشد به اين معنى،و تقدير اين است كه:اجعلوا لهم فيها رزقا،[و رزق] [٦]از شما نفعى و خيرى موظّف معيّن باشد بر كسى،و منه رزق السّلطان للجند،رزق[از] [٧]اين جا خوانند آنچه سلطان با لشكر دهد،و رزق خداى تعالى موظّف [٨]و محدود نبود،بل به حسب مصلحت باشد.
وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ،يعنى ايشان را وعدۀ نيكو دهى [٩].عطا گفت:معنى آن است كه بگوى [١٠]كه آنچه بر اين خير و نفع و سود باشد در تجارت تو را خواهد بودن.ضحّاك گفت:جوابى نكو باشد به حسب اقتضاى وقت.ابن زيد گفت:دعا باشد به آنكه گويد:عافاك اللّه و بارك فيك.مفضّل گفت:سخنى نرم كه دل او به آن خوش شود و معروف [١١]در قول و فعل نكو باشد كه نفس به آن ساكن شود و نافر نباشد از آن و منكر نبود آن را.زجّاج گفت:با نفقه و كسوت كار دين بياموزى [١٢]ايشان را.و در آيت دليل است بر آنكه [١٣]يتيم بايد كه محجور باشد و اگرچه بالغ شود چون از او رشدى نبينند و ندانند.
قوله: وَ ابْتَلُوا الْيَتٰامىٰ ،گفتند:آيت در ثابت بن رفاعه آمد،و در عمّش.چون رفاعه فرمان يافت و ثابت طفل بود و در حجر عمّ بود،[عم] [١٤]به نزديك رسول اللّه آمد،
[١] .مر،تب:برپاييد.
[٧] [٦] [٢] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٣] .آج،لب،فق:دهى/دهيد.
[٤] .آج،لب،فق:كنى/كنيد.
[٥] .آج،لب،فق،مر:واجب است.
[٨] .مر+و معين باشد بر كسى.
[٩] .مر،تب:دهيد.
[١٠] .تب:بگوييد.
[١١] .آج،لب،فق،مر:و معنى.
[١٢] .تب:بياموزيد.
[١٣] .اساس:براى،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .اساس:ندارد،با توجه به وز افزوده شد.