روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٧ - ترجمه
و رقّت و شفقت بيشتر باشد،و كسى بر كسى تطاول و مفاخرت نكند،چه همه از يك اصلند،«أبوهم آدم و الامّ حوّاء».آنگه دگرباره در آخر آيت براى تأكيد،تحذير و تهديد كرد بقوله: إِنَّ اللّٰهَ كٰانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً ،أى حفيظا،كه خداى تعالى نگهبان شماست.اين قول مجاهد است،و ابن زيد گفت:«رقيب»عالم باشد،و بر هر دو قول فعيل به معنى فاعل بود.
قوله [١]: وَ آتُوا الْيَتٰامىٰ أَمْوٰالَهُمْ ،مقاتل و كلبى گفتند:آيت در مردى آمد از غطفان مالى [٢]بسيار از آن پسر برادرش در دست او بود و او كودك يتيم بود،چون بالغ شد و طلب مال پدر كرد،عمّ مال به او نداد.به حكومت به نزديك رسول-عليه السّلام- آمدند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.چون مرد اين بشنيد،گفت:أطعنا اللّه و اطعنا الرّسول نعوذ باللّه من الحوب الكبير،فرمان خداى و رسول را منقاديم،و پناه با خداى مىدهيم از بزۀ عظيم،و مال به او داد.رسول -عليه السّلام-گفت:هركس كه [٣]او را بخل نفس خود نگاه بدارند [٤]و طاعت خداى دارد [٥]-چنان كه اين مرد-به منزل بهشت فرود آيد.چو مال آن بستد [٦]و در سبيل خداى نفقه كرد،رسول-عليه السّلام-گفت:
ثبت الأجر و بقى الوزر ،[مزد] [٧]ثابت شد و وزر و وبال بماند.گفتند:يا رسول اللّه!دانيم كه اجر ثابت شد براى آنكه مال در سبيل خداى خرج شد،چگونه وزر بماند؟گفت:مزد ثابت شد [٨]غلام را [٩]وزر بر پدرش.خداى تعالى به اين آيت خطاب به اوصياى مرده و اولياى يتيم كرد،گفت: وَ آتُوا الْيَتٰامىٰ [١٠]،بدهى [١١]يتيمان را مال ايشان [١٢].و يتيم آنگه باشد كه طفل بود،چون بالغ شد يتيم نخوانند او را،
لقوله-عليه السّلام: لا يتم بعد حلم، پس از بلوغ يتيمى نباشد.
جواب از اين آن است كه،اين بر سبيل توسّع و مقاربت [١٣]گفت،حالت اوّل
[١] .آج،لب،فق+تعالى.
[٢] .آج،لب،فق:مال.
[٣] .آج،لب،فق:ندارد.
[٤] .آج،لب،فق:نگاه بدارد.
[٥] .آج،لب،فق:بدارد.
[٦] .وز،لب،فق:جوان مال بستد،آج،نب:چو آن مال بستد.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آج،لب،فق+كودك.
[٩] .آج،فق،تب+و.
[١٠] .تب+اموالهم.
[١١] .آج،فق:بدى،تب:بدهيد.
[١٢] .آج،لب،فق،تب:مالهايشان.
[١٣] .آج،لب،فق،تب:مقارنت.