روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٦ - ترجمه
بد جايى است،و نالى [١]فراش است و ناممهّد مهاد است،و لكن دست تو گسترده است،و اختيار تو گزيده است،و هواى تو خواسته است،كس را گناه نيست-منك عليك،يداك أوكتا و فوك نفخ،فذق جناية جنى يدك و انظر ما قدّمت في يومك لغدك.
اللّه تعالى چنان كه عادت اوست كه وعد با وعيد و مؤمن با كافر و برّ و فاجر و شىء [٢]با ضد ياد كند،گفت: لٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا ،«لكن»استدراك را باشد،و آنچه پس او بود مخالف باشد [٣]آن را كه پيش او بود [٤]نفيا و اثباتا،و لكن آنان را كه متّقى باشند.خداى ترس باشند و پرهيزگار باشند،از معاصى بپرهيزند ازآنكه از عقاب آن ترسند [٥]بيرون آنكه از آن برهند به اين برسند [٦]،كه: لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِي ،ايشان را بهشتها باشد،يعنى بوستانهايى كه درختان آن زمين آن بپوشد،و در زير درختان آن جويها مىرود از آب و مى و شير و انگبين،و آن منغّص نباشد به خوف انقطاع، مخلّد مؤبّد باشند آنجا،خلود لا موت ابدا.
نُزُلاً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ،كلبى گفت:جزاء و ثوابا،و«نزل»و نزل وظيفه باشد مقدّر به وقت.حسن بصرى و نخعى خواندند:«نزلا»به تخفيف«زا»،و باقى قرّاء به تثقيل.و نصب او بر تميز است [٧]چنان كه گويند:هبة او صدقة،و گفتهاند:مصدر است،أى أنزلوها عليهم انزالا و نزلا مصدر لا من لفظ الفعل.اين قول فرّاء است،و گفتهاند:جعل ذلك نزلا،مفعول دوم جعل باشد،و اين از مضمون كلام مىشناسند.
وَ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرٰارِ ،من متاع الكفّار،و اين ثواب كه به نزديك خداست ابرار را بهتر است از متاع كفّار.
أنس مالك گويد كه:يك روز رسول-عليه السّلام-خفته بود بر چيزى از سازۀ [٨]
[١] .كذا:در اساس و وز،دب،آج،لب،فق،تب:ناى،مر:ناخوش،چاپ شعرانى(٢٩٨/٣):بائى.
[٢] .مر:هر شىء.
[٣] .دب:مخالف او بود.
[٤] .مر:كه از پيش بود.
[٥] .دب،مر:عقاب او ترسند.
[٦] .تب:نرسند.
[٧] .تب:تمييز است.
[٨] .اساس:سازى(ظ:سازيى/سازهاى)،آج:سازو،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.توضيح آنكه در برهان قاطع:سازو بر وزن بازو به معنى ريسمان محكم بافته شده از ليف خرما آمده است،و همين واژه در لهجۀ مردم يزد و حوالى به كار مىرود.