روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٠ - ترجمه
رسول-عليه السّلام-در آن دو حديث مردم را تشبيه كرد،يكى از روى خلقت يكى از روى سيرت.چون به جاى سريرت رسيد گفت:
الناس كإبل مائة لا تجد فيها راحلة واحدة ،اگر آن روز از صد يكى بر نيامدند،امروز از صدهزار يكى بر نيايند [١].عجب كار است [٢]آنكه در نيامد چگونه برآيد-ثبّت العرش ثمّ انقش،آنكه پاى در ننهاد چگونه به پايه برآيد،و آنكه به پايه بر نيامد چگونه پايه يابد [٣]،و آنكه پاى ندارد كجا پايه دارد [٤].
فقر الجهول بلا قلب الى أدب
فقر الحمار بلا رأس الى رسن
خر را اوّل سر بايد پس توبره بايد،اگر هر خرى را سرى ببايد،صدهزار خر را سرى نبايد.خواجه آن خر است كه سر سر ندارد،لا جرم چنين بىسر و بىتن است [٥]كه هر بىسر و بىتنى [٦]بشريش مىنشايد [٧]:
و لا يعرف الفرق بين الرّأس و الذّنب
مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثىٰ
،نه براى آنكه او زن است،نه از بر زن است پيش از آن نيست كه نه از اهل گرزن [٨]است:
و ما التّأنيث لاسم الشّمس عيبا
و لا التّذكير فخرا للهلال
آنكه اهل در زن باشد،نه سزاى گر زن باشد،مردت مادر زن [٩]است و زنت با گر زن است،اقلب و قد أصبت و الّا ففي عقلك اصبت،رجعنا الى الحديث:
فالذين هاجروا [١٠]،طوعا و اخرجوا من ديارهم كرها ،آنان كه هجرت كردند بهرى از ايشان بطوع،و بهرى را از خانههاى خود برون كردند بكره، وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ... [١١]،آنان كه سران اين كار بودند،يكى را
[١] .دب،آج،لب،فق،مر:برنيايد.
[٢] .مر:كارى است.
[٣] .دب،آج،لب،فق:چگونه بماند،مر:به پايه بماند.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:پاى دارد.
[٥] .آج،مر:بىبن است.
[٦] .وز،آج،مر،تب:بى بنى.
[٧] .دب،آج،لب،فق:سربهسر مىنشايد،تب:به سر بشر مىنشايد+شعر.
[٨] .اساس:گذر،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٩٤/٣):بادر زن.
[١٠] .اساس+و،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١١] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٣٠.