روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٧ - ترجمه
و از اهل كتاب كس هست كه ايمان آرد [١]به خداى و آنچه فرستادند بر شما و آنچه فرستادند به ايشان گردن نهاده خدا را نخرند به آيات خدا بهاى اندك،ايشان آنانند كه مزدشان به نزديك خدايشان [٢]كه خداى زود شمار است.
اى آنان كه ايمان آورديد صبر كنيد با مشركان پاى بداريد [٣]بازبنديد خود را و بترسيد از خدا تا باشد كه ظفر يابيد.
قوله: فَاسْتَجٰابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ ،مجاهد گفت سبب نزول آيت آن بود كه امّ سلمه -رحمة اللّه عليها-گفت:يا رسول اللّه!ما در قرآن ذكر مردان مىشنويم در هجرت و جهاد،و ذكر زنان چيزى نيست،خداى تعالى اين آيت فرستاد.و انصاريان گفتند:
اوّل كس كه از زنان هجرت كرد امّ سلمه بود. أَنِّي لاٰ أُضِيعُ ،أى بانّي لا اضيع متعلّق باشد به فعل [٤]اعنى«فاستجاب».خداى تعالى ايشان را جواب داد به آنكه گفت:
من عمل هيچ عامل و كار هيچ كاركننده و طاعت هيچ مطيع و رنج هيچ نكوكار ضايع نكنم،اگر مرد باشد و اگر زن،نه براى آنكه زن باشد و در بعضى امور شرعى حكم او مخالف باشد حكم مردان را.در احكام عقلى حكم زنان با مردان مختلف شود.
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ ،بهرى از بهرى شما،يعنى همه يكيى [٥]به نزديك من از روى خلقت،چنان كه گفت-عليه السّلام:
النّاس كأسنان المشط، مردم چون دندانۀ شانهاند،يعنى از روى خلقت [٦]،چنان كه شاعر گفت [٧]:
[١] .وز،تب:دارد.
[٢] .وز+هست.
[٣] .اساس:كلمه به صورت«نداريد»هم خوانده مىشود.
[٤] .اساس:قول،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .يكيى/يكىايد،تب:يكىايد.
[٦] .لب:خلق.
[٧] .تب+شعر،لب در حاشيه افزوده است:قال امام المتقين و يعسوب الّذين و ذو العلم اليقين صهر خاتم النّبيّين غالب كل غالب علىّ بن ابي طالب-عليه الصّلاة و السّلام.