روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٢ - ترجمه
عمرو بن دينار گفت:جابر عبد اللّه انصارى به مكّه آمد براى عمره.من و عطا به نزديك او شديم،گفتيم:چه گويى در اين آيت كه خداى تعالى مىگويد: رَبَّنٰا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّٰارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ ،اين«إخزاء»را چه معنى باشد؟گفت:الاحراق بالنّار،سوختن به آتش،انّ دون ذلك لخزيا،در كمتر از اين خزى باشد،و اين جوابى نيكوست.
و جواب معتمد در جمع بين الآيتين آن باشد كه:آيت نفى خزى رسول و مؤمنان مخصوص باشد به مؤمنانى كه [١]ايشان را به دوزخ نبرند و محمول نباشد بر عموم،و دليل مخصّص [٢]او قرينه است كه در[٢٨٦-ر]آيت گفت: وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ [٣]...،تا مخصوص باشد به صحابه رسول-عليه السّلام-آنان كه از صفت ايشان اين است كه:
يَسْعىٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمٰانِهِمْ [٤] -الآية.
و وجهى دگر در تأويل آيت آن است كه: يَوْمَ لاٰ يُخْزِي اللّٰهُ النَّبِيَّ [٥].اين كلامى تمام است، وَ الَّذِينَ آمَنُوا [٦]،كلامى دگر باشد.و«واو»استيناف را باشد و محلّ او رفع باشد به ابتدا.و«معه»در جاى خبر او باشد،و معنى آن بود كه:المؤمنون ملازمون [٧]له مصاحبون إيّاه.و چون آيت بر اين وجه حمل كنند سؤال ساقط باشد، براى آنكه نفى خزى مخصوص بوده [٨]به رسول-عليه السّلام.
و وجهى دگر آن است كه:«خزى»بر وجوه است،به معنى اهلاك [٩]و اهانت و فضيحت،و اينهمه در حقّ آنان كه به دوزخ شوند حاصل باشد.دگر از وجوه «خزى»يكى شرم بود،يقال:خزى،يخزى،خزاية،و اخزيته إذا فعلت به فعلا يخزى منه.پس خزى مؤمنان به معنى استحيا باشد،و خزى كافران به معنى خلود در دوزخ، و اين وجه ضعيف است.و وجوه معتمد آن است كه رفت.
[١] .اساس:و،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مر:مخصوص.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٤،نيز سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٨.
[٤] .سورۀ حديد(٥٧)آيۀ ١٢.
[٥] .سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٨.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٤ و سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٨.
[٧] .آج،لب:و المؤمنين ملازمان،دب:و المؤمنين ملازمون.
[٨] .دب:باشد،آج،لب،فق:بود.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مر+و افناء.