روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١١ - ترجمه
براى آن«هذا»گفت،و«هذه»نگفت،كه اشارت به خلق كرد و مراد مخلوق،أى ما خلقت هذا الخلق باطلا،يعنى عبثا من غير فائدة،بل خلقته لفائدة جليلة و حكمة بليغة.و نصب«باطلا»بر مفعول له باشد.و كوفيان گفتند:بنزع الخافض أى بالباطل.و بعضى دگر گفتند:مفعول دوم«خلقت»است،كقولهم:خلقت الأديم نعلا [١]،أى قدّرته نعلا [٢]،و اين آنگه درست آيد كه خلق به معنى تقدير بود.
سُبْحٰانَكَ ،منزّه مىگويم تو را تنزيه گفتنى،و نصب او بر مصدر است از فعل محذوف،يعنى نسبّحك سبحانا،آنگه اضافت مصدر كرد با مفعول.«فقنا»،صورت امر است و معنى دعا،و فرق از ميان ايشان به اعتبار رتبه پيدا شود كه امر آن باشد كه آمر فوق مأمور باشد به رتبه،و دعا و سؤال برعكس اين باشد،سائل [٣]به رتبه فروتر باشد از مسئول.و«وقى»[متعدّى باشد به دو مفعول،يقال:وقيته كذا،و منه
قول النّبىّ-عليه السّلام-لأمير المؤمنين علىّ [٤]: اللّهمّ قه الحرّ و البرد، آنگه كه او را به يمن مىفرستاد] [٥].
رَبَّنٰا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّٰارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ ،بار خدايا آن را كه تو در دوزخ برى او را بخزى كرده باشى،و«خزى»نكال باشد و اهانت.و مفضل گفت:هلال باشد، قال الشّاعر:
اخزى الاله من الصّليب الهه
و اللابسين قلانس الرّهبان
و گفتهاند:فضيحت باشد،بيانش: وَ لاٰ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي [٦]...،و اصحاب وعيد به اين آيت تمسّك كردند و گفتند:مؤمنان مخزىّ نباشند،لقوله تعالى: يَوْمَ لاٰ يُخْزِي اللّٰهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ [٧]...،يك جواب از اين آن است كه:انس مالك و قتاده و سعيد جبير گفتند: مَنْ تُدْخِلِ النّٰارَ ،من تخلد فى النّار،و اين اقوال به اسناد از ايشان روايت است،تأويل آيت برآن كردند كه تخصيص آيت كردند به كافران كه در دوزخ[مخلّد] [٨]باشند.
[٢] [١] .اساس و ديگر نسخه بدلها بجز وز و تب:كلمه به صورت«فعلا»هم خوانده مىشود.
[٣] .اساس:به صورت«سائلى»هم خوانده مىشود.
[٤] .دب+عليه السّلام.
[٨] [٥] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٧٨.
[٧] .سورۀ تحريم(٦٦)آيۀ ٨.