روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٣ - ترجمه
خلاف كردند در آنكه آيت در شأن كه آمد.عطاء بن يسار گفت عن أبي سعيد الخدرىّ كه:جماعتى منافقان در عهد رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفتندى:يا رسول اللّه!اگر غزايى باشد،ما با تو بياييم.چون غزاى پديد آمدى تخلّف كردندى و بازماندندى [١]از رسول-عليه السّلام-و به آن تخلّف و تأخّر شاد بودندى،بيانش: فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاٰفَ رَسُولِ اللّٰهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجٰاهِدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ [٢]...،چون رسول-عليه السّلام-بازآمدى،عذر آوردندى و تعلّل كردندى كه ما را مانع فلان چيز بود،چنان كه حقتعالى گفت: يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذٰا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ [٣]-الآية.آنگه باين همه خواستندى [٤]كه ايشان را همچنان حمد كنند كه مجاهدان را كه به جهاد حاضر بودند،خداى تعالى در حقّ ايشان[اين] [٥]آيت بفرستاد.
عكرمه گفت:آيت در فنحاص بن عازورا را آمد و أشيع و امثال ايشان از احبار جهودان كه ايشان شاد بودند به آنكه مردم را اضلال مىكردند و از مسلمانى بازمىداشتند ،و به آنكه مردم ايشان را با علم نسبت مىكردند و ايشان اهل علم نبودند، فذلك قوله: وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمٰا لَمْ يَفْعَلُوا .
ضحّاك و سدّى گفتند:جهودان اهل مدينه بودند [٦]،نامه به جهودان يمن نوشتند كه:اين محمّد نه آن پيغمبر [٧]است كه ما را گفتهاند كه به آخر زمان بيرون آيد.بر دين خود باشيد و مردم را رها مكنيد [٨]كه در دين او شوند،آنگه شادمانه بودند به آنكه كلمۀ ايشان در كفر مجتمع بود،و گفتند [٩]:الحمد للّه كه كلمۀ ما مجتمع است و ما بر دين ابراهيمايم [١٠]،و نبودند.خداى تعالى آيت در [١١]ايشان فرستاد.
[١] .همۀ نسخه بدلها:بازايستادندى.
[٢] .سوره توبه(٩)آيۀ ٨١.
[٣] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٩٤.
[٤] .اساس:خواستند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .مر+كه.
[٧] .وز،دب،تب:پيغامبر.
[٨] .اساس:كنيد،آج،لب،فق:مكنى،مر:مگذاريد،با توجّه به وز تصحيح شد.
[٩] .مر:گفتندى.
[١٠] .مر+و حالآنكه.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مر+شأن.