روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٠ - ترجمه
بخورد،ما به تو ايمان آريم.خداى تعالى اين آيت فرستاد.
«اَلَّذِينَ» ،و محلّ او جرّ است به آنكه بدل آن است كه خداى گفت [١]: قَوْلَ الَّذِينَ قٰالُوا -الآية،و قوله عَهِدَ إِلَيْنٰا ،أى أوصى الينا،ما را وصيّت كرد در كتابش بر زبان پيغامبرش كه هيچ مدّعى نبوّت را تصديق نكنيم و به راست نداريم. «حَتّٰى» غايت را باشد،تا قربانى به ما آرد.و«قربان»هر چيز [٢]بود كه به آن تقرّب كنند به خداى،و اين مصدرى است به جاى اسم نهاده.و گفتهاند:اين وزن هم اسم باشد و هم مصدر،مثال اسم سلطان و برهان باشد،و مثال مصدر عدوان و خسران و غفران باشد.و عيسى بن عمر خواند«بقربان»به ضمّ«را».
مفسّران گفتند:قربان و غنيمت حلال نبود بر بنى اسرائيل،اگر به قربانى [٣]بكردندى علامت قبولش آن بودى كه آتشى[٢٨٢-پ]بيامدى سپيد [٤]كه آن را دود نبودى و آن را حفيفى و آوازى بودى،آن قربان بسوختى.و حكم غنيمت هم اين بودى،و چون مقبول نبودى بر حال خود بماندى.
عطا گفت:بنى اسرائيل چون ذبيحه بكشتندى،آنچه نبه [٥]بودى و دوست [٦]نكو بودى بياوردندى و [٧]در خانه بايستادى و با خداى مناجات كردى،و بنى اسرائيل بيرون خانه ايستاده بودندى [٨]،آتشى بيامدى آن قربان بر گرفتى [٩]و پيغامبر به سجده شدى و خداى تعالى وحى كردى به آنچه خواستى.
سدّى گفت:خداى تعالى در تورات بنى اسرائيل را بفرمود كه به هيچ پيغامبر ايمان مياريد [١٠]مگرآنكه قربانى بيارد كه آتش بخورد آن را،تا نوبت [١١]به عيسى -عليه السّلام-و محمّد-صلّى اللّه عليه و آله-رسيد.چون ايشان شما را دعوت كنند
[١] .آج+ لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ .
[٢] .آج،لب،فق،مر:چيزى.
[٣] .مر،تب:قربانى.
[٤] .لب:سفيد،مر:آتش سفيدى بيامدى.
[٥] .كذا:در اساس،وز و تب(؟)دب:نيه،ديگر نسخه بدلها:پيه.
[٦] .كذا:در اساس،وز و تب(؟)ديگر نسخه بدلها:گوشت.
[٧] .كذا:در اساس،وز،دب و تب،ديگر نسخه بدلها+جايى پنهان كردندى كه سقف آن گشاده بودى و پيغمبر وقت بيامدى و.
[٨] .مر:بايستادندى.
[٩] .دب،آج،لب،فق:برگرفتندى.
[١٠] .دب،آج،لب:مىآرى/مياريد.
[١١] .مر:چون نبوّت.