روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
از كفر و معاصى.و غضب از خداى تعالى ارادۀ عقاب باشد به مستحقّش. وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ،گفتهاند:مراد مذلّت است،و گفتهاند:مراد درويشى است كه آنان نيز كه توانگر باشند از جهودان از خويشتن درويشى [١]نمايند و درويش مانده باشند،و هى مفعلة على السّكون [٢]. ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كٰانُوا يَكْفُرُونَ بِآيٰاتِ اللّٰهِ ،اين «با»ى جزاست،يعنى اين براى آن و به سبب و جزا و مكافات آن بود كه ايشان به آيات خداى كافر شدند،و پيغامبران را كشتند به ناحق.
اگر گويند:چگونه روا باشد كه خداى تعالى به گناه پدران ايشان [٣]را مؤاخذه كند،و ايشان كه در عهد رسول بودند هيچ پيغامبر را نكشتند؟گوييم از اين دو جواب است:يكى آنكه اگرچه تولّاى قتل نكردند،راضى بودند و مصوّب آراء و افعال ايشان بودند،خداى تعالى گفت:به مثابه آن است [٤]كه ايشان كشتند.
و جواب دوّم آن است كه بر سبيل تغليب گفت چون ذكر قاتل و ناقاتل كرد غلبه داد قاتلان را،چنان كه مذكّر را بر مؤنث تغليب كنند،و بيان كرديم كه:لازم نيايد از فحواى آيت كه قتل انبيا بر وجهى از وجوه حق باشد،و إنّما مراد آن است كه كشتن پيغامبران جز به ناحق نباشد،چنان كه:
على لاحب لا يهتدى بمناره
و قوله [٥]:لم تكحل من الرمد،يعنى لا منار هناك فيهتدى به و لا رمد [٦]فتكتحل لأجله.
قوله: ذٰلِكَ بِمٰا عَصَوْا ،«ما»مصدريّه است،أى ذلك بعصيانهم،و اين«با» هم جزا راست،اين به سبب عصيان و نافرمانى ايشان است بر ايشان. وَ كٰانُوا ،أى [و] [٧]بما كانوا. يَعْتَدُونَ ،أى باعتدائهم،و به آن ظلم و عدوان و تعدّى و تجاوز از اندازۀ خود كه كردند.
لَيْسُوا سَوٰاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتٰابِ ،«سواء»اقتضاى دو اسم كند،كقوله تعالى:
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:درويش.
[٢] .همۀ نسخهبدلها:من السّكون.
[٣] .مر+ايشان.
[٤] .اساس:آنانند،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها تصحيح شد.
[٥] .كذا:در اساس و همۀ نسخهبدلها.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+بها.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.