روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧ - ترجمه
قوله: ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ ،بر ايشان راند [١]مذلّت و خوارى. أَيْنَ مٰا [٢]ثُقِفُوا ،هركجا يابند ايشان را به قتل و أسر و سبى و جزيه. إِلاّٰ بِحَبْلٍ مِنَ اللّٰهِ ،أى بعهد،و قيل:
بأمان،يعنى هركجا باشند [٣]و به هر حال كه باشند ذليل و مهين باشند.
حسن بصرى گفت:مراد جهودانند كه ايشان را ابدا علامت ذلّت [٤]مسكنت بر ايشان پيدا بود.و قوله:«ضربت».صارت ثابتة عليهم لازمة[لهم] [٥]،يعنى چنان كه اثر [٦]ضرب و زدن پيدا باشد،آن اثر بر ايشان پيداست،و منه الضّريبة،و ضريبة از اينجاست،فعيلة بمعنى مفعولة.
و در استثناء خلاف كردند كه متّصل است يا منقطع،و اولىتر آن است كه منقطع گويند كه هست،براى آنكه حالت اعتصام به حبل خداى نه حالت ذلّت باشد.و در«باء»خلاف كردند كه به چه تعلّق دارد.فرّاء گفت:به محذوفى تعلّق دارد،و تقدير آن است كه:الّا ان يعتصموا بحبل و عهد [٧]من اللّه و مثله [٨]قول الشّاعر:
رأتني بحبليها فصدّت مخافة
و في الحبل روعاء الفؤاد فروق
أى رأتني فاقبلت بحبليها،و قال الآخر:
قريب الخطو يحسب من راني
و لست مقيّدا أنّي بقيد
أى مقيّد بقيد.و گفتهاند:تعلّق دارد بمعنى قوله:ضربت،أى وجبت لهم الذلّة بكلّ حال الّا بحبل من اللّه.
وَ حَبْلٍ مِنَ النّٰاسِ ،و عهدى از مردمان.گفتند:مراد به«ناس»رسول است- عليه السّلام-و نايبان او [٩]. وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ ،أى رجعوا،بازآمدند به خشم خداى [١٠]،و اين عبارت است ازآنكه مستحق خشم خداى شدند به افعالى كه كردند
[١] .دب،آج،لب،فق،مب:زدند.
[٢] .اساس و ديگر نسخهبدلها:أينما،با توجّه به ضبط قرآن مجيد آورده شد.
[٣] .دب،آج،لب:باشد.
[٤] .مب،مر+و.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:اين.
[٧] .اساس:اللّه،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس:قال،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها تصحيح شد.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر+و قوله.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مر+تو.