روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
و آن رنج ديديد كه ديديد [١]،امسال دگرباره مىرويد [٢]و ايشان جمعى بسياراند،اگر برويد [٣]از شما كس بازنيايد [٤]،نصيحت ما بشنويد [٥]و از ايشان بترسيد [٦]و بر حذر باشيد [٧]،ايشان گفتند: حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ ،بر اين قول مراد به«ناس»منافقان باشد.
إِنَّ النّٰاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ ،يعنى ابا سفيان [٨]و اصحابش لشكر جمع كردند براى قتال شما،از ايشان بترسيد [٩]و حذر كنيد [١٠]كه شما را قوّت ايشان نباشد.
فَزٰادَهُمْ إِيمٰاناً ،ايشان را [١١]گفتار ايمان بيفزود.امّا آنكه ايمان را زياده و نقصان روا بود يا نه؟«ايمان»در لغت تصديق باشد،و در شرع هم چنين [١٢]،و بر حقيقت مرجع ايمان به اعتقادات علمى بود.و«معارف»عبارتى[باشد] [١٣]از مجموع علومى كه چون مجتمع شود ايمانش خوانند،و تا مجموع نبود ايمان نخوانند آن را.پس بر اين قاعده زياده و نقصان در او مجاز باشد،براى آنكه اگر از اين مجموع نقصان كند ايمان نباشد و زيادت مجاز باشد در او،و مراد آن بود كه طريق و دليل آن زياده شود.
و اخبارى كه آمده است در زيادت و نقصان ايمان متأوّل باشد [١٤]بر اين تأويل كه گفتيم.امّا به قول آنان كه ايشان
تصديق بالقلب و اقرار باللّسان و عمل بالأركان گفتند،زياده و نقصان در او حقيقت باشد،و ما بعضى از آن اخبار بگوييم:
عبد اللّه عمر گويد از رسول-عليه السّلام-پرسيدم [١٥]كه:ايمان زياده و نقصان پذيرد؟گفت:بلى،بيفزايد چندان كه صاحبش را به بهشت برد،و بكاهد چندان كه صاحبش را به دوزخ برد.و تفسير اين آن بود كه:چون تمام نشده باشد [١٦]صاحبش دوزخى بود به تقصير در اتمام آن و زياده در خبر [١٧]عبارت باشد از تمام ايمان را.
[١] .دب،آج،لب،فق:ديدى كه ديدى/ديديد كه ديديد.
[٢] .دب،آج،لب،فق:مىروى/مىرويد.
[٣] .دب،آج،لب،فق:بروى/برويد.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:كسى از شما بازنيايد.
[٥] .دب،آج،لب،فق:بشنوى/بشنويد.
[٩] [٦] .دب،آج،لب،فق:بترسى/بترسيد.
[٧] .دب،آج،لب،فق:باشى/باشيد.
[٨] .دب،مر:ابو سفيان.
[١٠] .دب،آج،لب،فق:كنيد.
[١١] .مر+از اين.
[١٢] .مر+بود.
[١٣] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز وز:متناول.
[١٥] .اساس،دب،آج،لب،فق:پرسيديم،با توجّه به وز تصحيح شد.
[١٦] .آج،فق،مر:تمام شود.
[١٧] .تب:خير.