روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
هفتاد سرير باشد از زر[٢٧٧-پ]،قوائم آن از زبرجد و درّ [١]مرصّع به قضبان زمرّد،بر هر سريرى چهل بستر كرده باشد،كثافت هر بسترى چهل گز،بر هر بسترى جفتى از حور العين كه صفت ايشان آن باشد كه خداى تعالى گفت: عُرُباً أَتْرٰاباً [٢].
مرد گفت:يا اميرالمؤمنين ؟«عرب»و«أتراب»چه باشد؟گفت:
الغنجات الرّضيّات الشّهيّات ،نازنينان پسنديده آرزو،و هريكى را از ايشان [٣]هفتاد[هزار] [٤]كنيزك و هفتاد هزار غلام باشند [٥]با رويهاى چون ماه و تاجهاى زر و لؤلؤ،ازارهاى شراب [٦]بر دوش افگنده و كوزهها [٧]و ابريقها بر دست گرفته،چون روز قيامت باشد و ايشان بر مرتبۀ خود مىآيند،به آن خداى كه جان محمّد به امر اوست كه اگر پيغمبران در راه پيش ايشان به افتند [٨]از بهاء [٩]ايشان پياده شوند [١٠].پس اين شهيدان بيايند و در موقف شفاعت بايستند،هريكى از ايشان هفتاد هزار گناهكار را شفاعت كنند از اهل البيت [١١]و همسايگان،تا دو همسايه با يكديگر خصومت كنند هريكى گويد:من اولىترم به شفاعت او كه من نزديكترم به جوار و همسايگى او،آنگه بيايد و با من و با ابراهيم بر مائده خلد بنشيند،خداى تعالى به رحمت به ايشان [١٢]مىنگرد،و ايشان به ثواب و كرامت خداى مىنگرند به بامداد [١٣]و شبانگاه.
راوى خبر روايت كند-قيس الجذامى-از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
خداى تعالى شهيدان را شش خصلت بدهد عند آنكه [١٤]اوّل قطرۀ خون او بر زمين آيد، گناهانش [١٥]جمله بيامرزد و جاى خود در بهشت بيند و جفت خود را از حور العين،و از
[١] .همۀ نسخه بدلها:درّ و زبرجد.
[٢] .سورۀ واقعه(٥٦)آيۀ ٣٧.
[٣] .مر:و در خدمت هريكى.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق:باشد.
[٦] .كذا:در اساس،وز،دب،آج،لب،فق:سراب،مر:شرب.
[٧] .اساس و همۀ نسخه بدلها:كوزها/كوزهها.
[٨] .كذا:در اساس و وز،دب،آج،لب،فق:بر افتند،مر:آيند.
[٩] .وز،زير اين كلمه با خط اصلى افزوده است:يعنى از ملاحظۀ نور و صفاى ايشان.
[١٠] .وز:ايشان شوند.
[١١] .دب:اهل بيت.
[١٢] .آج،لب:با ايشان،مر:بر ايشان.
[١٣] .دب:بام داد،لب:مىنگرند بامدادى.
[١٤] .مر:پيش ازآنكه.
[١٥] .دب،آج،لب،فق+را.