روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
چون چنين باشد هر طعنه و ضربه [١]كه بر مرد مسلمان آيد،او را خوارتر آيد [٢]ازآنكه شربۀ [٣]آب سرد در گرمگاهى.چون از پشت اسپ بر زمين آيد،هنوز بر زمين افتاده نباشد [٤]كه جفت او را [٥]حور العين به بالين او رسد و او را بشارت دهد به آنچه خداى بجارده [٦]باشد او را از كرامت.چون بر زمين افتد [٧]:زمين گويد او را كه:
مرحبا بالرّوح الطّيّبة اخرجت من البدن الطّيّبة [٨]،مرحبا به جانى پاكيزه كه از تنى پاكيزه مىبرود،بشارت باد تو را كه براى تو نهاده است آنچه هيچ چشم چنان ديده نيست،و هيچ گوش چنان شنيده نيست،و بر خاطر هيچ بشر چنان گذشته نيست،و خداى تعالى گويد:من خليفۀ اويم بر اهلش،هركه رضاى ايشان جويد رضاى من جسته باشد،و هركه ايشان را به خشم آرد [٩]مرا به خشم آورده باشد،و حقتعالى روح او در حوصلۀ مرغانى كند سبز [١٠]كه در بهشت مىبرند [١١]هركجا خواهند [١٢]،و از هر طعام كه خواهند مىخورند،و با قنديلهاى زرّين شوند از عرش آويخته،و هر مردى را [١٣]از ايشان هفتاد غرفه در بهشت بدهند [١٤]از غرفه تا غرفه [١٥]چندان باشد كه از صنعا [١٦]تا به شام،[و به روايتى ديگر:از منا تا به شام] [١٧]،نور آن غرفه چندان مىتابد كه از شرق تا غرب پر كند [١٨].بر هر غرفه هفتاد در باشد،هر درى را هفتاد مصراع باشد از زر،بر هر درى پردهاى آويخته باشد،در هر غرفهاى هفتاد خيمه باشد،در [١٩]هر خيمه [٢٠]
[١] .مر:طعن و ضربى.
[٢] .مر:آسانتر باشد.
[٣] .دب:شربتى.
[٤] .دب:نيامده باشد.
[٥] .دب،آج،مر:ندارد.
[٦] .اساس:بهجاآورده،مر:مهيّا كرده با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .مر:و چون از مركب بيفتد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:الطّيّب.
[٩] .دب:آورد.
[١٠] .مر:مرغى سبز كند.
[١١] .مر:مىپرد.
[١٢] .مر:بخواهد.
[١٣] .مر:هر شهيدى را.
[١٤] .اساس:بدهد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٥] .آج،فق:غرفۀ/غرفهاى.
[١٦] .وز:صنعان.
[١٨] .اساس،دب:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٧] .اساس:پر كنند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٩] .دب:بر.
[٢٠] .دب،آج:خيمۀ/خيمهاى.