روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
يك گور نهاده بودند.وقتى سيلى عظيم بيامد-و گور ايشان بر گذر سيل [١]بود-و گور ايشان را خاك ببرد و ايشان در گور ظاهر شدند درست كه پنداشتى ايشان را هم آن ساعت نهادهاند،و دست ايشان بر جراحت نهاده بود.يكى برفت و دست او چند بار از جراحت برگرفت،هربار با جراحت نهاده شد،و از وقعۀ احد تا به روزگار اين سيل چهل و شش سال بود [٢].
بعضى دگر گفتند:براى آنكه ايشان را نشويند چنان كه مردگان را.رسول -عليه السّلام-در حقّ شهيدان گفت:
زملوهم بدمائهم و كلومهم فانهم يحشرون يوم القيمة بدمائهم اللون لون الدم و الريح ريح المسك ،گفت:اينان را هم چنين دفن كنى خونآلود [٣]با جراحت[كه فرداى قيامت] [٤]هم چنين برخيزند خونآلود [٥]،رنگ رنگ خون باشد،و بوى بوى مشك.
و عبيد بن عمير روايت كند كه:رسول-عليه السّلام-روز احد به مصعب بن عمير بگذشت [٦]،او كشته افگنده بود،بر بالين او بايستاد و اين آيت مىخواند: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَيْهِ [٧]-الآية،آنگه گفت:رسول خداى گواهى مىدهد كه اينان فردا [٨]قيامت گواهان [٩]باشند به نزديك خداى-جلّ جلاله [١٠]- بياييد و اينان [١١]را زيارت كنيد و بر اينان سلام كنيد كه به [١٢]آن خداى كه جان من به امر اوست كه هيچكس نباشد كه بر ايشان سلام كند و الّا جوابش بازدهند،و اين يكدو خبر [١٣]دليل آن مىكند كه ايشان بر حقيقت زنده باشند،و ظاهر قرآن بر اين است،حمل بر ظاهر بايد كردن كه آن اولىتر است و از آن مانعى نيست،و چيزى كه [١٤]حمل كند بر آنكه از ظاهر عدول كنند.
[١] .وز:گز رسيل.
[٢] .دب:گذشته بود،مر:رفته بود.
[٣] .مر:دفن كنيد و خون آلوده.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .فق:خوننالود.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مر+و.
[٧] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٢٣.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر:فرداى.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مر+من.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مر+بر ظلم ظالمان.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مر:ايشان.
[١٢] .مر+حق.
[١٣] .دب،آج،لب،فق،مر:و اين خبر.
[١٤] .دب،آج،لب،فق،مر:خبرى كه.