روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٢ - ترجمه
التّقدير:أهم [١]احياء.و ابن ابي عبله [٢]خواند:«بل أحياء»على تقدير:بل احسبهم احياء.بعضى گفتهاند مراد آن است كه:بل أحياء فى الدّين،ايشان در دين زندهاند،و بعضى گفتهاند [٣]:احياء فى العلم،يعنى در معلوم خداست كه زنده خواهند شدن [٤]،و گفتهاند:بل احياء ببقاء الذّكر،زندهاند ازآنجا كه ذكر و نام ايشان مانده است در ميان مردمان،چنان كه شاعر گفت:
موت التّقىّ حيات لا فناء لها
قد مات قوم و هم في النّاس احياء
بعضى دگر گفتند براى آن گفت: بَلْ أَحْيٰاءٌ ،كه ايشان ثواب اعمالى كه كردندى [٥]ايشان را همچنان مىنويسند،و هر جهادى كه مجاهدى كند از آن روز تا روز قيامت ايشان را مثله اين [٦]مىنويسند،براى آنكه بذل جهد كردند و جان فدا كردند تا ديگران به ايشان اقتدا كنند [٧]و اين اقوال اقتضاى كند آن كند«بل أحياء» مجاز باشد.
و بعضى دگر گفتند:براى آنكه ارواح ايشان در زير عرش خداى را سجده مىكند [٨]چنان كه زندگان كنند،و چنان كه ارواح مؤمنانى كه ايشان بر وضوء بخسپند،على ما جاء في اخبار[٢٧٦-پ]الآحاد.و گفتهاند:براى آنكه ايشان در گور پوسيده نشوند چون دگر مردگان.
و در خبر آمده است كه چهار گروه در گور درست بمانند:پيغمبران و عالمان،و شهيدان،و حاملان قرآن.
عبد الرّحمن بن عبد اللّه بن[عبد] [٩]الرّحمن بن أبي صعصعه گفت:عمرو بن الجموح و عبد اللّه بن عمرو بن حازم [١٠]از جملۀ كشتگان احد بودند،ايشان هر دو را در
[١] .كذا:در اساس،وز،دب،فق،ديگر نسخه بدلها:هم.
[٢] .اساس،وز:عيله،با توجّه به دب تصحيح شد.
[٣] .مر+بل.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:خواهد شدن.
[٥] .فق:كردند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز وز:مثل آن،وز:مثله آن.
[٧] .وز،دب،آج،لب،فق:اقتدا كردند.
[٨] .آج،لب،فق،مر:مىكنند.
[٩] .اساس و وز:ندارد،با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،كشف الاسرار(٣٤٦/٢)عبد اللّه بن عمرو بن حزام،سيرت رسول اللّه (٤٤١/١)عبد اللّه بن عمرو بن حرام.