روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
مسلمانان الّا كه نگاه كردند مرغان را ديدند كه آنجا كه لشكرگاه ايشان بود پرواز مىكردند،گفتند:اين مرغان چرا آنجا [١]پرواز مىكنند،بيامدند و بنگريدند قوم را كشته يافتند،گفتند:راى چيست؟عمرو بن اميّه[گفت:برويم و رسول خداى را خبر دهيم از اين حال.انصارى گفت:امّا من نخواهم كه از صحبت اين جماعت بازپس افتم و در وقعتى كه منذر بن عمرو را كشتند من نخواهم تا آنجا كشته شوم.
آنگه بيامد و كارزار كرد تا او را بكشتند،و عمرو بن اميه] [٢]را اسير گرفتند.چون بگفت كه از مضرم،رهاش كردند [٣]و موى پيشانيش ببريدند،و اين علامت اسير باشد كه او را رها كرده باشند.
عامر بن الطّفيل گفت:مادرم عهدى كرد كه بردهاى [٤]آزاد كند،من اين را به عوض آن برده آزاد كردم،او با نزديك رسول آمد و خبر داد آنچه رفته بود.رسول -عليه السّلام-گفت:اين گناه ابو براء است و من كاره بودم رفتن اين جماعت را آنجا .چون خبر به ابو براء رسيد،سخت آمد بر او و خصوصا ضمان او اين جماعت را از رسول،و در [٥]جمله اين كشتگان عامر بن فهيره بود.
راوى خبر گويد كه:عامر بن الطّفيل كه كشندۀ اين جماعت بود،گفت اين مرد كيست كه او را از كارزارگاه [٦]به آسمان بردند تا از بالاى آسمانش ببردند؟ گفتند:اين عامر بن فهيره است،و حسّان ثابت اين بيتها بگفت در تحريض [٧]ابو براء على عامر بن الطّفيل،و هى:
بني امّ البنين أ لم [٨]يرعكم
و انتم من ذوايب اهل نجد
تهكّم عامر بأبي براء
ليخفره و ما خطا كعمد
الا أبلغ ربيعة ذا المساعي
فما احدثت فى الحدثان بعدي
ابوك ابو الحروب ابو براء
و خالك ما جد حكم بن سعد
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز وز:ندارد.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .دب،آج،لب:رها كردندش.
[٤] .دب:بندهاى.
[٥] .مر:از.
[٦] .فق:كارزار،مر:قتلگاه.
[٧] .لب،فق،مر:تحريص.
[٨] .اساس:لا،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.