روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤ - ترجمه
بيرون مىآمد،مرا گفت:بنگر يا أنس تا آن آواز چيست؟گفت:برفتم،مردى را ديدم كه در بن درختى نماز مىكرد و مىگفت:مرا از امّت مرحومه كن [١]،مرا از امّت [٢]محمّد كن كه بر ايشان رحمت كردهاى و گناهان ايشان بيامرزيده [٣]و دعاى ايشان اجابت كرده [٤]و ايشان را ضمان ثواب كردهاى.
بيامدم،رسول را بگفتم،مرا گفت:برو آن مرد را بگو كه رسول خداى تو را سلام مىكند و مىگويد:من أنت،تو كيستى؟بيامدم و بگفتم،گفت:رسول خداى را از من سلام كن و بگو كه:برادر تو است خضر،خداى را دعا مىكند و مىخواهد تا او را از امّت تو كند.
در خبر است كه قوم عيسى،عيسى را گفتند:يا روح اللّه!پس [٥]اين امّت امّتى دگر باشند؟گفت آرى امّت احمد.گفتند:امّت احمد كه باشند [٦]؟گفت:
علماء حلماء،ابرار،أتقياء كأنّهم من العفّة أنبياء يرضون من اللّه باليسير من الرّزق و يرضى اللّه منهم [٧]باليسير من العمل يدخلهم الجنّة بشهادة أن لا اله الّا اللّه، گفت:عالمان باشند و حليمان و نكوكاران و پرهيزگاران[پندارى] [٨]كه از [٩]عفّت پيغامبرانند،از خداى به اندكى [١٠]روزى راضى باشند،و خداى از ايشان به اندكى [١١]عمل راضى باشد به گفت [١٢]لاالهالاّاللّه به بهشت برد ايشان را.
و در خبر است كه كعب الاحبار را گفتند:چرا در عهد رسول و عهد أبو بكر ايمان نياورديد [١٣]در عهد عمر ايمان آورديد [١٤]؟گفت:سبب آن بود كه پدرم در در مرگ [١٥]صحيفهاى به من داد مهر برنهاده،و مرا وصايت كرد [١٦]كه:مهر از اين جا
[١] .همۀ نسخهبدلها بجز وز+يعنى.
[٢] .مب+مرحومه.
[٣] .همۀ نسخهبدلها:بيامرزيدۀ/بيامرزيدهاى.
[٤] .همۀ نسخهبدلها:اجابت كردۀ/اجابت كردهاى.
[٥] .مب،مر:بعد از.
[٦] .مب،مر:كداماند.
[٧] .آج،لب،فق:عنهم.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٩] .اساس،وز:آن،با توجّه به دب و ديگر نسخهبدلها تصحيح شد.
[١١] [١٠] .آج،لب،فق،مب،مر:به اندك.
[١٢] .مب،مر:و به گفتن.
[١٣] .كذا:در اساس،وز،ديگر نسخهبدلها:نياوردى.
[١٤] .كذا:در اساس،وز،ديگر نسخهبدلها:آوردى.
[١٥] .مب:به دم مرگ،مر:به در مرگ.
[١٦] .مب،مر:وصيّت كرد.