روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٦ - ترجمه
-عليه السّلام-گفت:نه،به آن خداى كه مرا بحق به خلقان فرستاد [١]كه بخلاف اين است،آن گليم كه در پشت دارد از غنيمت بر گرفت [٢]پيش از قسمت فرداى قيامت آن گليمى [٣]از آتش شود در تن او.صحابه چون اين بشنيدند برفتند،هريكى محقّرى از شراكى و دوالى مىآوردند و مىگفتند:اى رسول اللّه!زنهار [٤]نبايد كه [٥]اين فردا آتش گردد و در ما پيچد.
عبد اللّه بن عمر روايت كند كه:رسول را-عليه السّلام-غنيمتى آوردند.بلال را بفرمود تا ندا كرد كه:هركه [از غنيمت] [٦]چيزى دارد بياريد [٧].[صحابه آمدند و آنچه داشتند بياوردند،و رسول-عليه السّلام-قسمت كرد.چون ساعتى برآمد،مردى مىآمد و زمامى مىآورد از موى بافته،و گفت:يا رسول اللّه!اين از جمله غنيمت است.رسول-عليه السّلام-گفت:آواز بلال شنيدى كه ندا مىكرد كه:هركه چيزى [٨]دارد بياريد [٩]!] [١٠]گفت:بلى.گفت:چرا نياوردى؟گفت:يا رسول اللّه!عذرى بود.
رسول-عليه السّلام-گفت:برو نگاهدار تا فردا [١١]قيامت بيارى كه من از تو قبول نمىكنم.
محمّد بن زائده گويد كه [١٢].با مسلمه به غزاى روم بوديم،چون غنيمتى يافتيم مردى را آوردند كه خيانت كرده بود در چيزى،از سالم پرسيد كه:چه بايد كردن؟ گفت:از پدرم شنيدم كه او گفت از بعضى صحابه شنيدم كه رسول-عليه السّلام- گفت:هركه او در غنيمت خيانت كند او را بزنى [١٣]و متاعش بسوزى [١٤].گفت:
اكنون اين را كه به خيانت برگرفته است [١٥]چه حكم باشد؟گفت:بفروش و بهايش به [١٦]درويشان ده.
[١] .دب،مر:فرستاده.
[٢] .مر:برگرفته.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مر:گليم.
[٤] .دب:زينهار.
[١٠] [٥] .مر:مبادا كه.
[٩] [٦] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .دب،آج،لب:بيارى/بياريد،فق،مر:بيارد.
[٨] .مر+از غنيمت.
[١١] .دب،لب،فق،مر:فرداى.
[١٢] .وز:گفت كه.
[١٣] .مر:بزنيد.
[١٤] .مر:غارت كنيد.
[١٥] .دب:بگرفتهاند.
[١٦] .دب:و بهاى آن را به.