روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١ - ترجمه
خبر ده مرا از وصىّ او تا به مرگ ميرد يا او را بكشند؟اميرالمؤمنين [١]-عليه السّلام- گفت:
لا بل يخضب هذه من هذا [٢]-و وضع يده على لحيته و رأسه ،لا بل كه [٣]اين را از اين خضاب كنند-و اشارت كرد به دستها سر و محاسن [٤]خود.جهود ايمان آورد و از جمله موالى او يكى بود [٥]و گفت:اشهد ان لا اله الّا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه و [٦]أنّك وصىّ رسول اللّه.
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ ،«كان»صله است اين جا و مراد آنكه:انتم خير أمّة،چنان كه گفت: مَنْ كٰانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا [٧]،[أى من هو في المهد صبىّ] [٨]،يعنى شما بهتر امّتى.و«كان»زيادت است.و محمّد جرير [٩]گفت:«كان»تامّه است،و معنى آن است كه:و خلقتم و وجدتم خير امّة،شما را بهتر امّت آفريدهاند.و«خير» نصب او بر حال باشد نه خبر،كان تامّه را اسم كفايت باشد بىخبر.
و بعضى دگر گفتند:«كان»بر جاى خود است،و معنى آنكه: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ عند اللّه في اللّوح المحفوظ،شما بهتر امّت بودهاى [١٠]به نزديك خداى تعالى در لوح محفوظ.و قوله: أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ در جاى صفت امّت است،اى كنتم خير أمّة مخرجة للنّاس،و معنى آن است كه:أنتم خير النّاس للنّاس،و اين اقوال مفسّران همه دليل آن مىكند كه مراد [١١]امامان و مقتداياناند [١٢]،براى آنكه هريكى را از مردمان كه نه امام و پيغامبراند أخرج لنفسه براى خود آفريد او را،و او را با كس كار نباشد مگر پيغامبر و امام را كه تكليف امّت و اتباع در گردن ايشان باشد.
[١] .دب،فق+على.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:من هذه.
[٣] .مب،مر:نه بل كه.
[٤] .دب،آج،لب،مب،مر:به دست مبارك به سر و محاسن مبارك.
[٥] .مب،مر:مواليان گشت،چاپ شعرانى(١٥٠/٣):يكى او بود.
[٦] .مب،مر+و أشهد.
[٧] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٢٩.
[٨] .اساس،وز:ندارد،با توجه به دب و ديگر نسخهبدلها افزوده شد.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:محمّد بن جرير.
[١٠] .مب،مر:بودهايد.
[١١] .دب،آج،لب،فق+ما.
[١٢] .دب:امامان و متّقيان و مقتداياناند،آج،لب،فق:امامان و متّقياناند.