روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
كافران زيادت شدند،مرخّص است مسلمانان كه ثبات نكنند،چون انصراف ايشان بر اين وجه به فرمان و رخصت و حكم خداى بود،حقتعالى با خود اضافه كرد گفت:من برگردانيدم شما را،و اين وجه اختيار ابو على است،و ابو القاسم بلخىّ گفت:معنى«صرف»اين جا آن است كه خداى بفرمود ايشان را كه هم از اين فور و از اين جاى با سر ايشان گردى [١]تا ابتلا كند شما را به مظاهرت و مواترت نعمت بر شما يك از پس ديگر تا [٢]شكر خواهيد كردن [٣]يا نه!پس معنى«صرف»بر اين قول تخفيف تكليف باشد به ترك امر به رجوع با قتال ايشان در حال.
وَ لَقَدْ عَفٰا عَنْكُمْ ،آنگه بااينهمه كه كرديد [٤]شما را عفو بكرد [٥]از عقاب قيامت،[اين يك] [٦]قول است،و قولى ديگر آن است كه:شما را عفو بكرد ازآنكه به دنبال ايشان شويد پس ازآنكه جماعتى صلاح در آن ديدند كه به دنبال ايشان بشوند قولى ديگر آن است كه شما را عفو بكرد از عذاب استيصال،و ايشان را از شما بازداشت،و شما را حمايت كرد پس ازآنكه مستولى بودند ايشان بر شما،نظيره قوله: ثُمَّ عَفَوْنٰا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِكَ [٧]... ،در قصّۀ بنى اسرائيل.
وَ اللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ،و خداى تعالى خداوند فضل و احسان است بر مؤمنان.
إِذْ تُصْعِدُونَ ،عامل در او دو وجه دارد،يكى قوله: وَ لَقَدْ عَفٰا عَنْكُمْ ،يكى عامل مقدّر من قوله:اذكر.قتاده و حسن و سلمىّ خواندند:اذ تصعدون،به فتح«تا» و«عين» [٨]من صعدت الجبل أصعده،و باقى خواندند: إِذْ تُصْعِدُونَ ،من الاصعاد.
ابو حاتم گفت:فرق از ميان«صعد»و«أصعد»آن باشد كه صعد آن باشد كه از نشيبى بر بالاى شود چون كوه و اكمه [٩]و مانند اين،و اصعد إذا مضى [١٠]على وجهه
[١] .مر:رويد.
[٢] .دب،آج،لب،فق:باز،مر:باره.
[٣] .دب،آج،لب،فق:خواهى كردن.
[٤] .دب،آج،لب،فق:كردى.
[٥] .دب:عفو كرد،مر:عفو كردم.
[٦] .اساس و وز:ندارد،با توجّه به دب افزوده شد.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٥٢.
[٨] .اساس و همۀ نسخه بدلها:صاد،با توجّه به متن عربى روايت در تبيان(٢٠/٣)و مجمع البيان(٥٢١/١) تصحيح شد.
[٩] .آج،لب،فق،مر:ندارد.
[١٠] .فق:معنى.