روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
مفسّران در«ربّيّون»خلاف كردند.عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ربيع و سدّى گفتند:جموع كثيرة،جماعتى بسيار با او بودند،و قال حسّان:
و اذا معشر تجافوا عن الح
قّ حملنا عليهم ربّيّا
أى جيشا عظيما.عبد اللّه مسعود گفت:ربّيّون هزاران باشند [١]ضحّاك گفت:
يك ربّيّه هزار عدد باشد،كلبى گفت:ده هزار باشند [٢].حسن بصرى گفت:علما و حكما باشند،ابن زيد گفت [٣]:اتباع باشند،و ربّانيّون واليان باشند،و ربّيّون رعيّت.
بعضى دگر گفتند:خداىپرستان باشند و منسوب باشد با«ربّ»،و كسرۀ «را»از تغيّرات نسب باشد،چنان كه بصري را بصري گويند بعضى عرب،و حسن بصرى خواند:«ربّيّون»بضمّ الرّاء،و اين لغت تميم است،و باقى قرّاء به كسر«را» و اين لغت [٤]حجاز است و عامّۀ عرب.
فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،ايشان بااينهمه واهن نشدند و ضعيف و سست از آنچه به ايشان رسيد در ره خداى كه جهاد است،يقال:وهن يهن وهنا، على وزن وعد يعد [٥]وعدا،و أنشد المبرّد:
انّ القداح اذا اجتمعن فرامها
بالكسر ذو جلد و بطش أيّد
عزّت و لم تكسر و ان هى بدّدت
فالوهن و التّكسير للمتبدّد
و ابو السّمّاك العدوىّ خواند:«فما وهنوا»،به كسر«ها»،و در آن خلاف كردند اهل لغت،بعضى گفتند:من وهن يهن مثل ورم يرم،اين قول ابو حاتم است.
و كسائى گفت:من وهن يوهن وهنا،مثل:و جل يوجل وجلا،قال الشّاعر:
طلب المعاش مفرّق بين الاحبّة و الوطن
و مصيّر الجلد الجليد الى الضّراعة و الوهن
وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكٰانُوا
،و ضعيف و ذليل نشدند،بل قتال كردند بر آنچه پيغامبرشان برآن قتال كرد تا جان به دادن.و استكانت خضوع و مذلّت و ضراعت باشد،خداى تعالى آيت به تعيير آنان فرستاد كه همّت كردند كه مرتد شوند،چون ارجاف شنيدند به قتل رسول-عليه السّلام-گفت:پيش از شما پيغامبران بودهاند كه
[٢] [١] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٣] .مر+ربّيّون.
[٤] .مر+اهل.
[٥] .اساس:يعد وعد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.