روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٠ - ترجمه
چنان كه«كم»في قوله: وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنٰاهٰا [١]...، وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمٰاوٰاتِ [٢].
قٰاتَلَ [٣]مَعَهُ ،ابن كثير و نافع و ابو عمرو و يعقوب خواندند:«قتل»،و باقى قرّاء خواندند:«قاتل».حجّت آنكس كه«قاتل»خواند،قوله: فَمٰا وَهَنُوا ،ضعيف نشدند بر سبيل مدح،و محال است كه پس از قتل وهن باشد تا وصف كنند ايشان را به نفى وهن،و ازآنجا سعيد جبير گفت:ما نشنيديم هرگز كه پيغامبرى را در كارزار بكشتند.دگر آنكه ابو عبيد گفت:چون خداى تعالى حمد كند آن را كه كارزار كند،آنان كه كشته شوند داخل باشند در آن.و چون مدح [٤]متناول آن را باشد كه كشته شود،كارزاريان ناكشته در آنجا نشوند،پس«قاتل»عامتر از «قتل»است.
و آنكه«قتل»خواند بر وجهى از سه باشد،يكى آنكه:قتل تمام كلام باشد، و قوله: مَعَهُ رِبِّيُّونَ ،كلامى مبتدا باشد،يعنى بس پيغامبر [٥]كه او را بكشند و با او جماعتى بودند بسيار،چنان كه گويند:قتل فلان معه جيش كثير،أى و معه جيش.و بر اين وجه«قتل»متناول باشد پيغامبر را تنها.
و وجه دوم [٦]آن است كه:«قتل»متناول باشد«ربّيّون»را،و اگرچه در ظاهر كلام جمله را گفت،مراد بعضى باشد،چنان كه:قتل بنو تميم [٧]،و اگرچه همه را نكشته باشند،و آنان كه مانده باشند صفت ايشان اين بود كه: فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِي سَبِيلِ[اللّٰهِ] [٨]تا آن لازم نيايد كه پس از«قتل»نفى وهن [٩]محال بود.
و وجه سهام [١٠]آن است كه:«قتل»متناول باشد پيغامبر [١١]را و قوم را،و تقدير كلام چنين باشد كه:و كأيّن من نبىّ قتل هو و قتل معه ربّيّون كثير.
[١] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٤.
[٢] .سورۀ نجم(٥٣)آيۀ ٢٦.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:قتل،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .وز+و.
[٥] .دب:پيغامبرى،آج،لب،فق،مر:پيغمبرى.
[٦] .مر:دويم.
[٧] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:بنو تميم.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد.
[٩] .دب،آج،لب،فق:وهنى.
[١٠] .دب،آج،لب:سيوم.
[١١] .دب:پيغامبران،آج،لب،فق:پيغمبران.