روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٦ - ترجمه
و مبين،من ابان باشد [١]،و او هم لازم است و هم متعدّى كه [٢]لازم بود،معنى آن باشد كه،كتابى روشن،و چون متعدّى باشد [٣]،معنى آن بود كه،روشنكننده.
رُبَمٰا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ،اهل مدينه و عاصم خواندند: رُبَمٰا به تخفيف«با»،و باقى قرّاء به تشديد.و از ابو عمرو هر دو روايت كردهاند.قطرب گفت و سكّرى [٤]:
ربّ و ربّت و ربتّ و ربّما و ربما و ربّتما ربتما،همه لغت است.سيبويه گفت كه، «ما»در رب بر دو وجه شود:يكى نكرۀ موصوفه باشد،يكى كافّه.چون نكرۀ موصوفه باشد مفصّل [٥]نويسند ربّ ما [٦]،كقول الشّاعر:
ربّ ما تكره النّفوس من الأمر
له فرجة كحلّ العقال
اى ربّ شىء تكرهه النّفوس،و«ما»در اين وجه اسم باشد،و چون كافّه بود «ما»در او حرف بود و پيوسته نويسند.چنان كه شاعر گفت:
ربما اوفيت في علم
يرفعن ثوبي شمالات
و براى آن كافّه گويند كه اين حرف را از عمل منع كند و او را معدّ كند [٧]للدّخول على الفعل،چه ربّ از خصائص اسماست و در فعل نشود،چون«ما»ى كافّه به او پيوندد در فعل شود،چنان كه بينى چنان كه [٨]در«انّ»و اخواتش،فى قولك:
انّما و انّما و كانّما و لكنّما و ليتما [٩]و لعلّما هم منع كند اين حروف را از عمل و همچنان كند او را كه در افعال شود.و«ربما»در فعل ماضى شود،چنان كه در بيت ديدى.
ربما اوفيت فى علم
و در آيت در فعل مستقبل شده است براى آنكه آن حكايت حالى است آينده كه در حكم و معنى چون ماضى است،يعنى انگار كه احوال قيامت از آنچه لا محاله
[١] .قم:است.
[٢] .كذا در اساس و قم و آو بم و آج و لب و مش و آل،آب،آز:اگر،مل:چون.
[٣] .قم:بود.
[٤] .كذا در اساس و قم و لب و مل،ديگر نسخه بدلها:سدّى.
[٥] .كذا در اساس و قم:ديگر نسخه بدلها:منفصل.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:ربّ ما(بدون تشديد)
[٧] .كذا در اساس و قم و مل،ديگر نسخه بدلها:مقيّد كند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم«چنان كه»دوم را ندارد.
[٩] .اساس:لمّا،با توجه به نسخه قم و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.