روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٠ - ترجمه
كه«ما»به جاى«لا»به«لو»پيوندد،يعنى اگر راست مىگويى در اين دعوى نبوّت،چرا فريشتگان را به ما نيازى؟ حقتعالى جواب داد و گفت: مٰا نُنَزِّلُ الْمَلاٰئِكَةَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ،حمزه و كسائى و حفص عن عاصم خواندند به«نون»،خبرا عن اللّه تعالى،على سبيل التّعظيم،و باقى قرّاء به«تا»خواندند:ما تنزّل،على وزن تفعّل،و التّقدير:تتنزّل،و ملائكه مرفوع خواندند به اسناد اين فعل با او.و أبو بكر عن عاصم خواند:ما تنزّل الملائكة،به ضمّ «تا»و فتح«نون»،على ما لم يسمّ فاعله،و رفع الملائكة،باسناد[٧٣-پ]الفعل المجهول اليه.حجّت حمزه و كسائى،قوله: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ [١]... ،و قوله: وَ لَوْ أَنَّنٰا نَزَّلْنٰا إِلَيْهِمُ الْمَلاٰئِكَةَ... [٢]،و حجّت آنكس كه او خواند:تنزّل،قوله تعالى: تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهٰا [٣]... ،و حجّت آنكس كه بر فعل مجهول خواند،قوله تعالى: وَ نُزِّلَ الْمَلاٰئِكَةُ تَنْزِيلاً [٤].
قوله: إِلاّٰ بِالْحَقِّ ،ما فريشتگان را فرونفرستيم مگر به حق و راستى.
در اين حق خلاف كردند [٥]،بعضى گفتند:مراد«حق»است كه خلاف «باطل»باشد،يعنى براى حكمت [٦]و مصلحتى كه ما دانيم،نه براى اقتراح محال ايشان.و بعضى گفتند:مراد به اين حق مرگ است،يعنى ما فريشتگان را براى جان ستدن [٧]ايشان فرستيم.حسن و مجاهد گفتند:مراد عذاب استيصال است،چنان كه در عهد پيغامبران متقدّم بود. وَ مٰا كٰانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ ،آنگه ايشان را مهلت و تأخير نباشد براى آنكه چون فريشتگان را معاينه بينند ملجا شوند و چون ملجا شوند تكليف از ايشان زائل شود وقت هلاكشان باشد ايشان را هيچ مهلت نبود.و«اذا»اين جا ملغاست عمل نيست او را،براى آنكه ميان اسم و خبر«كان»افتاده است،و ممكن است كه«انظار»كه به معنى امهال است از روى اشتقاق افعال بود از «نظر»كه انتظار باشد،اى جعله منتظرا لذلك الاجل المؤخّر.و روا بود كه مشتق بود
[١] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٩.
[٢] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١١١.
[٣] .سورۀ قدر(٩٧)آيۀ ٤.
[٤] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٢٥.
[٥] .آج،لب:اختلاف كردند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:حكمتى.
[٧] .مل:ستاندن.