روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
از نظر [١]تفكّر،و همزه ازالت را باشد،اى ازلت عنه الفكر فى ذلك الشّىء لترفيهه و امنه منه لاجل الامهال.و در وجه اوّل من باب:احفرت زيدا بئرا باشد،و در وجه دوم من باب:عربت معربته و اعربتها،اذا اصلحتها.
إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ،آنگه گفت:ماييم كه اين قرآن فروفرستادهايم نه آنكه شما گمان بردى كه بافته و انداختۀ محمّد است،يا اساطير اوّلينان است. وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ ،و ما نگاهدارندۀ اوييم از زيادت و نقصان و زوال و بطلان.چنان كه گفت: لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ [٢]. و گفتند:
مراد آن است كه ما نگاه داريم اين قول را تا به قيام السّاعه،براى آنكه حجّت همۀ مكلّفان است تا به دامن قيامت.و بعضى دگر گفتند:كنايت در له راجع است با رسول-عليه السّلام.جبّائي گفت:يعنى او را نگاه داريم از دست مشركان و بىدينان،نظيره قوله: وَ اللّٰهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّٰاسِ [٣].
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ ،گفت:اى محمّد ما از پيش تو رسولان فرستاديم در امم سالفه،مفعول به بيفگند از كلام،لدلالة الكلام عليه، و التّقدير:و لقد ارسلنا من قبلك رسلا.و شيع جمع«شيعت»باشد،و هى الفرقة و الطّائفة.عبد اللّه عبّاس و قتاده گفتند:شيع،امم باشد،لمتابعة بعضهم بعضا.
وَ مٰا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ كٰانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ،و از ايشان هيچ پيغامبر به امّتش نيامد،الّا به او استهزا كردند و از او فسوس داشتند،و اين براى تسليت رسول -عليه السّلام-گفت تا او بداند كه اين معامله كه كافران با او مىكنند پيش از اين با دگر پيغامبران كردهاند.
كَذٰلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ،همچنين بريم در دل كافران.
«سلوك»لازم باشد و سلك متعدّى،يقال:سلك فلان الطّريق و سلكته انا.و فرق ميان ايشان به مصدر پيدا شود،چنان كه گفتيم.و مراد به«سلك»ادخال است، على تأويل الاخطار [٤]بالقلب،ما [٥]به دل ايشان بگذرانيم [٦]و ما در دل ايشان افگنيم.
[١] .لب+و.
[٢] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٤٢.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٦٧.
[٤] .آج،لب،آز،آل،مش:الاحضار.
[٥] .آو،آب،مش،تا.
[٦] .آو:بگزرانيم.