روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٩ - ترجمه
بامداد كرده بودم [١].برخاستيم [٢]و به نزديك انس مالك شديم،طبقى بياوردند [٣]رطب برآن نهاده و پيش ما بنهادند [٤].انس گفت:بخور يا أبا العاليه [٥]كه اين از آن درخت است كه خداى تعالى گفت: أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ. آنگه انس گفت:روزى رسول را-عليه السّلام-قناعى به سر بياوردند،او [٦]اين آيت برخواند،غرض آن بود كه درخت پاكيزه درخت خرماست.و در كلام محذوفى هست،و التّقدير:كشجرة طيّبة ثمرتها،براى آنكه معلوم است كه درخت خوش نباشد،ميوۀ او خوش باشد،و اگر بر عموم حمل كنند و گويند:طيّب [٧]منظرها [٨]و نضارتها و ظلّها [٩]و ثمرتها،بهتر باشد.
و بعضى دگر گفتند كه:مرا به«كلمت»دعوت رسول است خلق را با ايمان و عمل صالح،و براى آن«كلمت»خواند آن را كه آن دعوت به كلمات و كلام راست شود.
ابو ظبيان گفت از عبد اللّه عبّاس كه:اين درختى است در بهشت،اصل آن ثابت و راسخ است در زمين،چه اگر اصلى ثابت ندارد در زمين بر جاى بنماند و برگ و بر نيارد،چه درخت آب از عروق خورد و عروق او در زمين باشد، وَ فَرْعُهٰا فِي السَّمٰاءِ ،و شاخ آن درخت گفت از بلندى و رفعت در آسمان است،اصلها ثابت و فرعها نابت، اصلها راسخ و فرعها شامخ،اصلها اصيل و فرعها طويل،اصلها منيع و فرعها رفيع، اصلها[غير]بال و فرعها متعال،اصلها راس و فرعها نام، شعر[٦٤-پ]:
رسا اصله تحت الثّرى و سما به
الى النّجم فرع لا ينال طويل
همچنين اين كلمت،اعنى شهادت:ان لا اله الّا اللّه در دل مؤمن ثابت و راسخ
[١] .مل:نگزارده بودم.
[٢] .آو،بم،آب،آز،مل:برخاستم،آج،لب،آن:برخواستيم،مش:برخواستم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:بياورد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:بنهاد.
[٥] .آج،لب،مش:ابو العاليه.
[٦] .آب،آز،مل:و.
[٧] .قم:طيّبة.
[٨] .مش:منظرتها.
[٩] .آو،بم،آب،آز،آج،آل:ظلّتها،مل:طلعها.